همهچيز تازهاش نيكوست به جز دوست كه كهنهاش بهتر است .
احسان را با مرگ آن [ در دل خويش ] زنده برداريد ، چراكه منّت آن را خراب مىكند .
خلوص نيّت در عملى از زحمتى كه در آن مىكشيد ، سختتر است . چون موى سفيد شد ، لذايذ مىميرد .
1718 - داستان يوسف عليه السّلام
قوله تعالى :
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
« 1 » در كتاب « عيون الاخبار » از ابى الحسن رضا عليه السّلام نقل است : در نزد مأمون در تنزيه انبيا ذكر كرده ، گفتهاند : « و همّ بها » جواب « لو لآ » است . تقدير آيه چنين است : « لو لا ان رأى برهان ربه لهمّ بها » . چنانكه « قتلتك لو لا انّى اخاف اللّه » يعنى « لو لا انّى اخاف اللّه لقتلتك » . پس بر اين تقدير هم قصد معصيت چنانكه انعدام آن لازمهء نبوّت است ، لازم نمىآيد .
« شيخ بهايى » گفته : به قول بعضى از مفسّرين جواب لو لا به دليل اينكه لو لا در حكم ادات شرط و شرط مقتضى صدر كلام و يا آنچه از جملتين در حيّز آن است ، در حكم كلمهء واحده و تقديم بعضى از اجزاى كلمه بر بعضى جايز نيست ، كلامى است ظاهرى و با كلام متقدّمين نسبتى ندارد و صحيح اين است .
تقديم جواب لو لا بر لو لا جايز است و اگر تو بر ما سختگيرى و بگويى تقديم جواب لو لا بر لو لا هرگز جايز نيست ، گوييم : جواب لو لا محذوف به جنس ما تقدّم است . مانند قول قائل كه بگويد : « اقوم ان قام زيد » .
صاحب كشّاف گفته : چگونه شايد كه نبى اللّه قصد معصيت كند . در جواب گوييم : نفس حضرت يوسف عليه السّلام به اقتضاى شهوت شباب كه مزيل عقل و ادراك است ، مايل مخالطت گرديد نه به اختيار و از قصدى كه طبع يا نفس در پى آن باشند ، كس را مكلّف نداشتهاند و اگر با ميل شديد دامن عصمت را از لوث گناه محفوظ نمىداشت ، حق تعالى چگونه او را مدح و از زمرهء انبياى عظام معدود مىفرمود . چه عظم صبر بر بلا به حسب عظم بلاست . بعد از اين تحقيق ، صاحب « كشّاف » باز تشنيع كسى را كه گفته : تضير هم گشودن بند ازار و نشستن حضرت يوسف به محلّ
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 24 . ( و آن زن آهنگ وى كرد و يوسف نيز اگر برهان پروردگارش را نديده بود ، آهنگ وى كرد . . . ) .