تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
ممنوع داشته و به صيحهء شديد به توبيخ وى پرداخت و يا او را به طايرى تشبيه كند كه پر و بالش در زناى غير زوج خود ريخته باشد و يا اين‌كه گويد حضرت يوسف در امر خود متحيّر و از آن فعل ممتنع نمىشد تا اين‌كه حضرت جبرييل نازل شده ، به منع وى پرداخت . اين مذهب اقبح مذاهب و اشدّ گمراهى است . مبحث ديگر : شك نيست كه حضرت يوسف عليه السّلام ، همّ و قصد زنا را نكرده و آنان را كه نسبت قصد زنا به او داده‌اند ، صاحب كشّاف چنان‌چه در مبحث سابق ذكر شد ، تشنيع نموده است . بعضى از علما ، وى را از همّ و قصد منزه داشته‌اند ، چنان‌كه فخر رازى گفته : « آنان كه تعلّق به اين واقعه دارند ، حضرت يوسف و عزيز و زليخا و زن‌هايى كه دست خود را بريدند و مشهود و حق تعالى و ابليس بوده‌اند و جميع ايشان به برائت يوسف قايل ، هريك قولى را در برائت وى بيان نموده‌اند . قول يوسف :
هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي
« 1 » و هم
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
« 2 » قول زليخا :
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ
« 3 » و اين‌كه گفت :
قالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ
« 4 » قول عزيز :
إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ
« 5 » قول زن‌ها :
امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 6 » هم ايشان گفته‌اند :
حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ
« 7 » قول شهود :
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها
« 8 » الى آخره . شهادت حق تعالى به برائت وى :
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
« 9 » قول و اقرار ابليس به برائت وى :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 10 » پس اى جمال ! اگر از اتباع حق جلّ و على مىباشيد ، شهادتش را به برائت يوسف
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 26 . ( . . . او از من كام خواست . . . ) . ( 2 ) . همان ، آيهء 33 . ( . . . پروردگارا ! زندان براى من از آن‌چه مرا به آن مىخوانند محبوب‌تر است . . . ) . ( 3 ) . همان ، آيهء 32 . ( . . . آرى من از او كام خواستم و او خويشتن نگاه داشت . . . ) . ( 4 ) . همان ، آيهء 51 . ( . . . زن عزيز گفت : اكنون حقيقت آشكار شد من بودم كه از او كام خواستم . . . ) . ( 5 ) . همان ، آيهء 28 . ( . . . بىشك ، اين از مكر شما زنان است ، كه مكر شما بزرگ است . ) ( 6 ) . همان ، آيهء 30 . ( . . . زن عزيز از غلام خود كام مىخواهد و سخت دلدادهء او شده است ، به راستى ما او را در گمراهى آشكارى مىبينيم . ) ( 7 ) . سورهء يوسف ، آيهء 51 . ( . . . منزه است خدا ! ما از او هيچ بدى سراغ نداريم . . . ) . ( 8 ) . همان ، آيهء 26 . ( . . . و شاهدى از خانوادهء آن زن شهادت داد . . . ) . ( 9 ) . همان ، آيهء 24 . ( . . . چنين كرديم تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانيم ، او از بندگان خالص شدهء ما بود . ) ( 10 ) . سورهء ص ، آيهء 82 و 83 . ( . . . پس به عزّت تو سوگند كه بىترديد همه‌شان را گمراه خواهم كرد . مگر آن بندگان خالص تو از ميان آن‌ها . )
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 717 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى