هركس از شما غيب بشود او را فراموش مىكنيد درحالىكه قلب و دل او گرو شماست . شما را در وفا از كسانى كه با آنها دوستى داشتم آنگونه يافتم كه همراه كشتى هستيد [ يعنى فقط در طول مسير و روى آب با هم هستيم ] .
1714 - انتهاى عاشقى
عباد [ رهبان ] مكّة و الذين رأيتهم * يبكون من خوف المعاد قعودا
لو يسمعون كما سمعت حديثها * خروا لعزة ركّعا و سجودا
اللّه يعلم لو اردت زيادة * في حبّ عزة ما وجدت مزيدا
( ناشناس )
* * * پارسايان و عابدان مكّه و كسانى كه من ديدم ، از ترس معاد و عذاب آخرت در حالى كه نشستهاند ، گريه مىكنند [ يعنى هيچ غصهاى ندارند و بدون هيجان هستند ] . اگر آنگونه من شنيدهام داستان او را بشنوند ، براى عزة ( نام معشوقه شاعر ) به ركوع و سجود مىافتند . به خدا قسم كه اگر در عشق عزة بيشتر مىخواستم ، ديگر بيشتر امكان نداشت .
1715 - توبه و فديه
گويند : « لا يقبل عنه صرف و لا عدل » : يعنى از او صرف و عدل پذيرفته نشود . صرف توبه و عدل ، فديه را گويند .
1716 - علف خشك
عرب بر علف آنگاه حشيش اطلاق كند كه خشك شده باشد .
1717 - امير كلام از كلام امير
كلام امير عليه السّلام : دوست آن است كه خود تو باشد گرچه ديگرى است ، زن به تمامى شر است و برتر آنكه از آن چاره نيست ، شراكت در ملك به اضطراب و شراكت در رأى به صواب انجامد .
وسيله آنكه ناتوان را به مقصد مىرساند ، توانا را از انجام همان كار بازمىدارد .
غلام خويش را چون نافرمانى خدا كرد بزن و چون نافرمانى تو نمود ، عفو كن .