و اجرش بماند ، تفاوت بسيار است .
1706 - ابطال جزء لا يتجزى
برهانى است بر ابطال جزء لا يتجزى از جمله سوانحات خاطر شيخ بهايى رحمهم اللّه : دايره را كه مركب از جزء لا يتجزى باشد ، فرض كنيم و بسان محور دو خط از آن دايره كه جزئى را به ميان گرفته و به مركز گذرند ، از محيط اخراج كنيم . پس انفراجى كه قبل تقاطع دارند ، يا به مقدار جزء است يا بيشتر يا كمتر . اگر به مقدار جزء است ، مستلزم موازات مىشود و اگر بيشتر است نه تقاطع ، بلكه تباعد از هردو جهت به وقوع مىرسد و اگر كمتر است ، پس خلاف مفروض و مستلزم انقسام است .
1707 - شادى و مصيبت
چه ، بدان كس كه گوش او بانگها را فراگيرد ، هيچكس دلى را شاد نكند جز كه خدا از آن شادمانى براى وى لطفى آفريند ، و چون به دو مصيبتى رسد آن لطف همانند آبى كه سرازير شود روى به وى نهد ، تا آن مصيبت را از او دور گرداند چنانكه شتر غريبه را - از چراگاه - دور سازند .
1708 - اعتماد به عفو الهى
« يحيى بن معاذ » در مناجاتش گفته : خداوندا ! دور نيست تا اميد من به تو با همهء گناهكارى ، بر اميد من به اعمال نيك خويش غالب شود . چه من در كارهاى خويش به خلوص خود معتمد بودهام و با اين هم بايستى از آن به ترس اندر باشم . چه به تباهى معروفم و همى بينم كه در گناهانم به عفو تو معتمدم و تو كه به جود موصوفى ، چگونهام نبخشايى ؟ !
1709 - بركندن بدى
بدى را با ريشهكن كردن آن از سينهء خود ، از سينهء ديگران بركن .
1710 - تخفيف و تشديد
از كتاب « ادب الكتاب » : بعضى از لغات مخفّف را عموم مردمان مشدّد مىخوانند . چون رباعية و رفاهية و كراهية و طماعية ، چنانكه گويند : « فعلت هذا طمّاعية فى معروفك » و دخان