شمس كه هنگام قسمت ارزاق است ، خفتن كراهت دارد كه ، آن وقت تقسيم روزى است .
1684 - سراى اندوه
فيلسوفى گفته : دنيا ، سراى اندوه است . ازاينرو آن كس كه در طلب دنيا شتاب كند ، خويشتن را به رنج انداخته و آن كس كه در طلبش درنگ روا دارد ، يارانش را به رنج افكنده است .
1685 - دوستى مقطعى
حكيمى گفته : آن كس كه تو را بر كارى دوست بدارد ، هنگامى كه انجام شد ، رهايت كند .
1686 - مجلس انس
همچنين از حكيمان است : انس به مجلس خواص شايد ، نه به هر مجلس پرآمدوشد .
1687 - از سر انصاف
نيز هم از ايشان است : انصاف نباشد كه آدمى از دوستان انصاف طلبد .
1688 - فريفتهء دنيا
يا طالب الدنيا يغرّك وجهها * و لتندمنّ إذا رأيت قفاها
( ناشناس )
* * * اى خواهان دنيا و صورت او تو را گول مىزند ؟ ! و به زودى پشيمان مىشوى هنگامى كه از تو روى برگرداند .
1689 - هبوط
از « تلويحات » افلاطون كه گفته : اكثر اوقات خاطر از كلّى و جزئى فارغ ساخته ، تأمّل در احوال موجودات مجرّده از مادّيات نموده و از بدن جدايى كرده گويا من نيز از جملهء مجرّداتم و از طبيعت و بدن عارى هستم . ديدهء جان كه به نظّاره گشادم ، از حسن و بها و صفا و محاسن غريبه چنان شدم كه از خود متعجّب و حيران ماندم . چنين پنداشتم من نيز جزئى از عالم اعلاى روحانى