تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
* * * و عجيب است كه شمشيرها و نيزه‌ها با اين‌كه مرد هستند در دست اين قبيله حيض مىشود و مانند زنان خون مىبينند . و عجيب‌تر اين‌كه در دستانشان آتش افشان است درحالىكه كف دستشان همچون درياست از كرم و بخشندگى .

1644 - بيم و اميد

روايت شده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله جوانى را ديد كه بر خود مىپيچيد از او ، حال را استفسار فرمود . گفت : به خدا اميدوارم و از گناه ترسان . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمود : در دل هيچ بنده‌اى اين هردو جمع نشود ، مگر آن‌كه خداوند به آن اميد او را مىرساند و از آن بيم او را نجات مىدهد .

1645 - مريض

من كان في قلبه مثقال خردلة * سوى جلالك فأعلم أنه مرض
( ناشناس ) * * * هركس در قلبش به مقدار ذرّه‌اى غير از عظمت و بزرگى تو باشد يقين بدان كه او مريض و بيمار است .

1646 - محبوبيت

در حديث آمده است كه ايمان مرد كامل نگردد تا آن‌گاه كه آن را كه نمىشناسد ، نزد او محبوب‌تر باشد از آن‌كه مىشناسدش .

1647 - از زلال مى

رق الزجاج و رقت الخمر * و تشاكلا فتشابه الامر فكانما خمر و لا قدح * و كانما قدح و لا خمر
( صاحب بن عباد )