تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
ايشان ، ضبط حالت ادراكيّه است به نوعى از تشبيه ، نه حقيقت خروج شعاع و انطباع ؛ چه در خروج شعاع و انطباع ، چندين مباحثه و مذاكره شده ، چون عبارت را سعتى نبوده ، گنجايش حقيقت ، صورت امكان نپذيرفته است .

1635 - بىديده ديدن

صاحبدلى گفته : مردمان گويند : چشم بگشاييد تا ببينيد ! و من گويم : چشم برهم نهيد تا ببينيد .

1636 - فريفتگى

لا يخد عنك بعد طول تجارب * دنيا تغر بوصلها و ستقطع أحلام نوم أو كظل زائل * إنّ اللبيب بمثلها لا يخدع
( ناشناس ) * * * بعد از تجربه‌هاى فراوان ، برحذر باش دنيا تو را نفريبد ! دنيايى كه با وصال خود تو را مىفريبد و خيال سريع از تو جدا مىشود و تو را وامىگذارد ؛ مانند خواب شيرين زودگذر يا سايه‌اى فانى و نابود شده است ، همانا هيچ عاقلى به مانند دنيا فريب نمىخورد .

1637 - معاد

در كتاب « تهافت الفلاسفه » « 1 » آمده است : گفتار پيرامون معاد پنج است و هر يكى را جمعى معتقدند ؛ اوّل : معاد جسمانى است و جز بر بدن واقع نشود . اين گفته ، از آن كسانى است كه نفس ناطق مجرّد را نفى مىكنند و اينان بيشتر مسلمانند . دوم : معاد تنها روحانى است . اين گفته از آن فلاسفهء الهى است كه معتقدند انسان فقط نفسى ناطق است و بدن ، آلتى بيش نيست و نفس ناطق آن را به كار مىبرد و جهت تكامل جوهر خويش به كار مىگيرد .
هامش
( 1 ) . كتابى است كه غزالى در نقض آراى فلاسفه يونانى و كسانى چون فارابى و شيخ الرئيس ابو على سينا تأليف كرده است . ( م )