كه آمدند رفتند .
1626 - به ياد وطن
بكرت عليك فهيجت و جدا * هوج الرياح و أذكرت نجدا
أتحن من شوق إذا ذكرت * نجد ؟ و أنت تركتها عمدا
( ناشناس )
* * * به ياد تو صبح كردم پس عشق در من به شور آمد و به ياد سرزمين « نجد » افتادم . آيا به ناله و افغان مىآيى هرگاه به ياد « نجد » مىافتى ؟ درحالىكه تو از روى عمد آن را ترك كرده و مهاجرت نمودى .
1627 - جايگاه عشق
خذا من صبا نجد أمانا لقلبه * فقد كاد ريّاها يطير بلبّه
و إيّاكما ذاك النسيم فإنّه * إذا مرّ كان الوجد أيسر خطبه
خليليّ لو أبصرتما لعلمتما * مكان الهوى من مغرم القلب صبّه
تذكّر و الذكرى تشوّق و ذو الهوى * يتوق و من يعلّق به الحبّ يصبه
و في الحي محنّي الضلوع على جوى * متى يدعه داعي الغرام يلبّه
غرام على يأس الهوى و رجائه * و شوقا على بعد المزار و قربه
و محتجب بين الاسنّة و القنا * و في القلب من إعراضه مثل حجبه
أغار إذا انست في الحيّ أنة * حذارا عليه أن تكون لحبه
( ابن خياط )
* * * نسيمى كه از جانب « نجد » مىآيد براى دلش امان و آسايش بگيريد كه نزديك است وزش آن عقل را از سرش بپراند و برحذر باشيد از آن نسيم كه كمترين خطر آن ، اين است كه شور و نشاط بىاندازه در انسان ايجاد مىنمايد . اى دوستان من ! اگر نيك مىنگريستيد ، مىدانستيد جايگاه عشق از قلب عاشق و دلداده همان جايگاه زندگى و مركز آن است . پس همواره معشوق را به ياد بياور ! كه يادآورى او نشاطآور و طربناك است و آنكه عاشق است برحذر است زيرا دلداده است و بيشتر از نيمهجانى در عشق براى او نمانده است . و