كن و سرش را بزن و بدنش را بسوزان و با تو خدعه نكند . او را به باب الطاق بغداد بردند و او در غل و زنجير خودنمايى مىكرد . مردان زيادى بر گردش براى تماشا جمع شدند . هزار تازيانهاش زدند و نمرد . پس دست و پايش را قطع و سرش را جدا كرده ، بدنش را سوزاندند و سرش را بر پل بغداد آويختند و اين همه در سال 309 انجام يافت .
1619 - شهرستان
« ابو الفتح محمّد شهرستانى » صاحب « ملل و نحل » را نسبت به شهرستان مىدهند ؛ « شهرستان » ، اسمى است از براى سه شهر ؛ شهر اوّل در خراسان و در بين خوارزم و نيشابور است كه ابو الفتح را بدان منسوب كردهاند . شهر دوّم ، شهرى است در نواحى نيشابور . شهر سوّم ، شهرى است كه از آنجا تا به اصفهان يك ميل راه است و همچنين « يافعى » اين مطالب را در تاريخش ذكر نموده است .
1620 - عظيمت عرفه
در كتاب « احياء » از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است : ابليس هيچ روزى رانده شدهتر ، كوچكتر و خشمناكتر از روز عرفه نيست . چنين گويند : گناهانى است كه جز ايستادن در عرفه موجب بخشايششان نشود . اين معنى را « جعفر بن محمد صادق عليهما السّلام » از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده است .
* حديثى از اهل بيت عليهم السّلام : گناهكارترين مردم آن است كه در عرفه بايستد و گمان كند كه خدا او را نيامرزيده است .
1621 - تقسيم مذاهب
اشعارى از « شهرستانى » كه در ملل و نحل ذكرشان كرده :
لقد طفت في تلك المعالم كلّها * ورددت طرفي بين تلك المعالم
فلم أر الا واضعا كفّ حاير * على ذقن أو قارعا سنّ نادم
* * * براستى كه در تمام اديان و روشهاى آنان مطالعه و سير نمودم و نگاه خود را در آن مذاهب خسته كردم ؛ پس آنان را دو گونه يافتم يا دست تفكر بر چانه زده و حيران و سرگردان است يا دست خود را مىگزد و پشيمان است .