تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤

1584 - دوستى و دشمنى با ملوك

يكى از ملوك گفته : آن را كه با خود بر جادّهء دوستى مستقيم دانيم ، مال مىبريم و آن را كه دشمن پنداريم ، سر از تن جدا كنيم . در تعريف ملوك گفته‌اند : اگر ملوك با كسى رسم سلام به جاى آورده ، آن را فوز عظيم شمارد و هنگام مؤاخذه و عتاب ، كشتن و استيصال را جزئى پندارند .

1585 - تمثيل

عارفى گفته : دين و سلطان و سربازان و رعيّت به خيمه و عمود آن و طناب و ميخ آن مىمانند .

1586 - در تحصيل دانش

حكيمى پسر خود را از روى نصيحت گفت : علم را از دهان مردان خدا ياد گير . چه ايشان خوبتر چيزى كه مىشنوند ، مىنويسند و بهترين آن‌چه مىنويسند ، حفظ مىكنند و بهترين آن‌چه حفظ مىكنند ، مىگويند .

1587 - روز حسنه

ابو ذر غفّارى - خدا از او راضى باد ! - گفته : روز تو ، همانند شتر تو است . اگر سرش را كشيدى ، بقيّهء جسمش در پى تو روان است ، يعنى اگر از اوّل روز حسنه از تو به وجود آيد ، آن حسنه را تا آخر روز خواهى كرد .

1588 - مردم مرده‌پرست

ترى الفتى ينكر فضل الفتى * مادام حيّا فإذا ما ذهب جدّ به الحرص على نكتة * يكتبها عنه بماء الذهب
( ناشناس ) * * * مردمان را مىبينى تا كسى زنده است علم و فضايل او را قبول ندارند و منكر مىشوند پس هرگاه از دنيا برود . به شدت تلاش مىنمايند تا مطلبى از او بيابند و با آب طلا آن را بنويسند !