1589 - تشريح « كعب »
« قرشى » در « شرح قانون » در تشريح « ساق » گفته ، دو موضعى را كه از جانب اسفل ساق واقع شدهاند ، به اين جهت « كوع » و « كرسوع » گويند كه تشبيه به « رسغ » از يدين و اهل عرف « كعب » را به دو استخوانى گويند كه از گوشت عارى و مرتفعاند . جالينوس نسبت غلط بديشان داده ، گفته :
كعب ، استخوانى است در آن دو موضع پنهان و پديدار نيست . باز شارح مذكور در تشريح كعب گفته : كعب انسانى را تكعيب از ساير حيوانات پيش است ؛ چه رجلين انسان را قدم و اصابع هست و انسان در تحريك قدمين انبساط و انقباض را محتاج است كه به آسانى بر زمين پست و بلند و مستوى بگذرد و انسان محتاج به اين است كه مفصل ساق و قدمين ، سهل الحركه باشد و آن به ازدياد شىء مجرّد مستدير ممكن نشود . زيرا اگر زائد ، شىء مجرّد مستدير بودى ، بايستى رجلين از مفصل به هر جانب متحرّك گردد و آن مستلزم فساد تركيب و مصالحهء رجلين مىشد . پس معلوم گرديد كه بايد شىء زائده دو باشد تا هريك از آنها از يكديگر مانع حركت استداره شوند و آن دو شىء زائده هم امكان ندارد كه يكى در پيش و يكى در عقب باشد . چه هرگاه چنان حركت انبساطيه و انقباضيه كه مقدّم قدم راست ، متعسّر و دشوار مىبود . پس لابدّ آن شىء زائده بايد يكى از جانب يمين و يكى از جانب يسار بوده و جزئى فاصله هم داشته كه تا منع آن ديگر را از حركت استداره توان نمود و امتناع تحريك استداره نيز با قصبهء واحده ممكن نشود . ناچار دو بايد بود . اگر به قدر مجموع قصبتين استخوان واحد مىبود ، آن استخوان « ثخين » و در صورت ثخونت نيز نقلى به هم رسانيده ، سهل الحركه نمىشد . پس معلوم گرديد كه اسفل ساق در آن مفصل بايد دو و در مفصل زانو يكى باشد . پس واجب است كه دو قصبه را هريك حضرتى از بهر زائدتيّتى كه در عظم قدماند بوده ، در آن فرو روند و نشايد كه زائدتين در قصبتين باشند . چه زائدتين مستلزم ثقل و حضرتين مستلزم خفتاند و استخوانى كه زائدتين در آن است ، نشايد پاشنه باشد . زيرا پاشنه در ثبات بر زمين محتاج اليه و آن منافى اين است كه مفصل در آن باشد ، چه مفصل بايد سليس بوده تا ارتفاع و انخفاض و انبساط و انقباض قدم به دشوارى نكشد و غير عقب را در باقى عظام بدن بودن اين مفصل ، بعيد است . پس واجب است آن مفصل ، در بين طرفين قصبتين و استخوانى باشد كه كعبش خوانند و حفرتان در طرفين قصبتين و زائدتان در كعب باشند .
از كتاب « توضيح فى علم التشريح » ، كعب موضعى است در فوق عقب و تحت ساق و دو استخوان بلند كه از قصبتين رستهاند ، به نحوى كه طرفين آنها كه در حفرتين مركوزند ، مشتمل بر آنند . عقب را دو زائدهء مرتفع هست ؛ يكى انسى و يكى وحشى . زائد انسى در حفرت طرف قصبهء