چنانچه مشابه شود ، مختلف نيز آيد و چنانچه بسيط است ، مركب نيز گردد ، مجموع حركات مختلف مركب و مجموع حركات بسيط ، متشابهند ، دون العكس و حركت مختلف به قياس از متحرّكات اوّلين بالذات و به قياس از غير آنها بالعرض است و حركات مختلف نظر به متحرّك واحد بالذات نمىشود . زيرا بالذّات باشند بىاختلاف حركتى مىباشند . پس از اين تحقيق به ظهور رسيد كه تحرّك جسم به دو حركت مستلزم حصول جسم در آن واحد در دو جانب نيست . ديگر احتياج به ارتكاب شىء بعيد نمىباشد ، چه جاى شىء محال .
1582 - كلمات قصار
از سخنان امير مؤمنان على عليه السّلام :
هرگاه شكم انباشته از مباح شود ، دل از شناخت صلاح كور گردد .
اگر محنتى تو را روى كرد ، آرام بنشين ! چه برخاستن تو بهر تدارك آن بر آن فزون است .
اگر بينى كه خداوند سبحانه ، پىدرپى بر تو بلا فرو بارد ، بدان كه بيدارت ساخته است .
اگر خواهى كه فرمانت برند ، آن خواه كه در توانايى بود .
اگر آنچه خواهى ، نبود ، آن خواه كه هست .
اگر زاهدى از مردمان گريخت ، در طلبش برخيز .
از دشمنانت رايزنى كن تا ميزان دشمنىشان و نيز مقصدشان را از رأى ايشان بتوانى دانست .
1583 - عدوى ، هامه ، طيره و صفره
عامه را اعتقاد چنان بوده كه مرض بدون تقدير الهى بالطبع سرايت مىكند . آن را « عدوى » گفتهاند و عرب را نيز در ايّام جهل عقيده اين بوده : مقتولى كه قاتلش به قصاص نرسد و نقديّتش سكّهء حصول نپذيرفته باشد ، سرش در قبر صدا مىكند كه آب به من دهيد ، آن را « هامّه » گفتهاند و فال بدى را كه از شنيدن صداى كلاغ و امثال آن ايجاد شود را « طيره » خواندهاند و « صفره » را به آن گفتهاند كه به زعم ايشان مارى كه موسوم به صفره باشد ، در شكم ايشان پديد آمده ، هنگام غلبهء گرسنگى وى را اذيّت رسانيده و آن را بيچارهكنندتر از « جرب » مىدانستند ، حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله ايشان را از اين عقايد فاسد باز داشته ، فرمودند : « لا عدوى و لا هامة و لا طيرة و لا صفر » . « 1 »
هامش
( 1 ) . ( عدوى و هامه و طيره و صفره از امورى هستند كه بايد بدانها ترتيب اثر نداد ) .