تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
و أراني طربا في إثرهم * طرب الواله أو كالمختبل
* * * در فراق هجر آن‌ها آن‌چنان به طرب و پايكوبى پرداخت گويى عاشق است يا از عشق ديوانه شده است .

1575 - چشم نابينا !

از يكى از اولاد عبد اللّه بن جعفر بن أبى طالب :
و لست براء عيب ذي الولد كلّه * و لا بعض ما فيه إذا كنت راضيا فعين الرّضا عن كلّ عيب كليلة * و لكنّ عين السخط تبدي المساويا
* * * هيچ‌گاه تمام عيب و نقص آنان را كه دوست دارم ، نمىبينم ، حتى قسمتى از آن را نيز نمىبينم ؛ زيرا از آن‌ها راضى و خشنود هستم . پس چشم رضايت و قبول از هر نقصى نابينا است همان‌طور كه چشم نارضايتى و خشم تمامى عيب‌ها را ظاهر مىنمايد . جواب شرط كه در محلّ مجزوم است ، قائم مقام مفرد نمىباشد .

1576 - ماتم

ماتم را چنين قياس بايد كرد كه فقط مختصّ به وقوع مصيبت نيست ، مصيبت ، گريستن زنان و تقابل ايشان را گويند .

1577 - منشأ و مانع ظلم

حكيمى گفته : ظلم از خواستهء نفس است و يكى از دو علّت منع آن را از ظلم مىتوان كرد : يكى علّت دينى كه بيم از معاد و يكى علّت دنيوى كه بيم از شمشير است و « ابو طيب » نيز اين قول را چنين منظوم ساخته :
و الظلم من شيم النفوس فإن تجد * ذاعفّة فلعلّة لا يظلم
* * * ستم از ذات انسان‌ها نشأت مىگيرد و هركس را مىبينى كه ظلم نمىكند به علت و مانعى دارد .