تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
چارپايان خود را نگه مىدارند و تيمّم مىنمايند . « محمّد بن اسحاق » گفته : ابو نواس را در اين اشعار ، نازشى به هنر خود نبايد بود ، چه اين معنى را از قول يكى از اعراب اقتباس نموده كه گفته :
و ليل بهيم كلما قلت غورت * كواكبه عادت فما تنزل به الركب إمّا أومض البرق يمّموا * و إن لم يلح فالقوم بالسير جهل
* * * و شب تاريكى كه ستارگانش را نيز در خود فرو برده ( حتى از شدت تاريكى ، نور ستارگان پيدا نيست ) . كاروانيان هرگاه نورى بجهد تيمّم مىكنند ( به فكر اين‌كه صبح شده ، آماده وضو مىشوند ) و اگر هيچ نورى نيايد همچنان در راه خود با جهل در حركت ادامه مىدهند .

1570 - برهان تخليص

« ابن كمونه » در « شرح تلويحات » آورده : دو خطّ غيرمتناهى و متقاطع را كه يكى از آن دو خط از مركز كره اخراج شده باشد ، فرض كنيم و تحرّك كره را نيز بدينسان كه قطر كره از مقاطعه به جانب موازات گرايد ، لازم دارند ؛ لابدّ آن خط كه از مركز كره خارج است ، از خطّ ديگر متخلّص خواهد شد و حصول اين تخلّص هم غير ممكن است الا كه در انتهاى خط . پس به سرحدّ يقين رسيد كه دو خطّ غيرمتناهى مقاطع از قبيل محالات است .

1571 - در وصف دو الاغ وحشى

يتعاوران من الغبار ملاءة * بيضاء محكمة هما نسجاها تطوى إذا وردا مكانا محزنا * و اذا السنابك اسهلت نشراها
( ناشناس ) * * * از حركت تند خود غبارى به بالا مىفرستند همچون پارچه سفيد و درخشانى كه خود آن را بافته‌اند ؛ چون وارد فضاى غم‌انگيزى شوند جمع مىشود و هرگاه راحت و آسوده باشند پهن مىشود .