تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

314 - شكوه دل

چون دل به شِكوه لب بگشايد ، بگو كه : من * شرمنده از كدام وفاى تو سازمش ؟ !
( صبرى )

315 - حيرانى

پاكبازم ، آرزوى دل نمىدانم كه چيست ؟ * اين‌كه مردم وصل مىگويند ، حيرانم كه چيست ؟
( يحيى )

316 - تعدّى و خوارى

از سخنان « ابى سهل صعلوكى » « 1 » صوفى است : كسى كه مسندنشين صدارت شود ، پيش از آن‌كه وقت صدارتش رسيده باشد ، بىشك متصدّى ذلّت خود مىشود . نيز گفته است : كسى كه بدون طاعت و عبادت و عزلت ، تمنّاى مقام دردمندان را داشته باشد ، پا را از گليم خويش دراز كرده و از حدّ خود تجاوز نموده است .

317 - تصوّف

يكى از بزرگان صوفيه گفته است : تصوّف به مرض سرسام مىماند ، اوّلش هذيان و آخرش سكونت است ، نيز اگر تواند ، آدمى را گنگ مىكند .

318 - واسطهء حضرت حق

شيخ عارف ، « مجد الدّين بغدادى » نقل مىكند : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله را در خواب ديدم ، از ايشان پرسيدم : در حقّ ابن سينا چه مىفرمايى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در جواب فرمود : ابو على مىخواست بدون واسطهء من به حضرت رب العزّه تقرّبى حاصل نمايد ، من نيز دست منع بر سينه او نهاده و او به آتش افتاد .
گر كسب كمال مىكنى ، مىگذرد * ور فكر محال مىكنى ، مىگذرد
هامش
( 1 ) . استاد « ابو على دقّاق » . ر . ك : كشف المحجوب - ص 366 .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 142 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى