308 - كشتهء عشق
به عاشقانِ جگرچاك ، چون رسى ؟ « اهلى » ! * به يك دو چاك كه در جَيب پيرهن كردى ؟ « 1 »
( اهلى شيرازى )
309 - ذوق جانبازى
به جز هلاك خودش آرزو نباشد هيچ * كسى كه يافت چو پروانه ذوق جانبازى « 2 »
( اهلى شيرازى )
310 - غم شاد
به غمم شاد شوى مىدانم * غم دل با تو از آن مىگويم « 3 »
( مجير بيلقانى )
311 - شب هجر
شبهاى هجر را گذرانديم و زندهايم * ما را به سخت جانىِ خود ، اين گمان نبود !
( شكيبى )
312 - غايب
اى غايب از دو ديده ! چنان در دل منى * كز لب گشودنت به من آواز مىرسد
( شكيبى )
313 - توبه
يك سرِ مو دلت سفيد نگشت * هيچ مو در تنت سياه نماند
اى « حسن » ! توبه آن گَهى كردى * كه تو را قوّت گناه نماند
( حسن دهلوى )
هامش
( 1 ) . ( متوفى 942 ه )
( 2 ) . همان .
( 3 ) . ديوان - چاپ دانشگاه تبريز - ص 233 .