تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
صلت پسرش و عباس بن سعيد مزنى ، رييس نگهبانان را براى بيرون آوردن جسد زيد روانه كرد ، عباس كه نمىخواست پسر حكم بر او پيشى گيرد ، او را رها كرد و حجاج بن قاسم بن محمد بن حكم بن ابى عقيل را براى بشارت دادن نزد يوسف بن عمر فرستاد . هنگامى كه جسد پاك زيد را آوردند و در برابر فرماندار كوفه افكندند ، تعداد زيادى از اجساد ياران زيد نيز آن‌جا بود . يوسف بن عمر دستور داد تا جسد را وارونه « 1 » در محل كناسه « 2 » به دار بياويزند . همچنين پيكر ياران « 3 » زيد از جمله معاوية بن اسحاق ، نصر بن خزيمه عبسى و زياد هندى « 4 » را با او به دار آويختند ، و تعدادى نگهبان گماشت تا جسد را از بالاى دار پايين نياورند . از جمله مراقبان زيد ، زهير بن معاوية بن جديح بن رحيل « 5 » بود . ابن تيميه در منهاج السنّه « 6 » روايت كرده ، هنگامى كه زيد به دار آويخته شد ، مردم كوفه ، شبها كنار دار او مىرفتند و عبادت مىكردند . زيد ، زمانى طولانى بر بالاى دار بود تا اين كه فاخته در جسد او آشيانه « 7 » ساخت ، گويند يك سال و چند ماه يا سه سال يا چهار سال يا پنج سال يا شش سال بر فراز دار بود ، آن گاه هشام دستور داد تا جسدش را بسوزانند . برخى گفته‌اند : وليد بن يزيد بن عبد الملك دستور داد تا جسد زيد را بسوزانند . هنگامى كه يحيى بن زيد در سال 125 ( ه . ق ) قيام كرد ، وليد بن يزيد ، نامه‌اى به يوسف بن عمر نوشت كه چون نامهء من به تو رسد ، گوسالهء مردم عراق را از دار پايين بياور ، او را بسوزان و خاكسترش را به دريا بيفشان . هنگامى كه يوسف بن عمر ، نامه را خواند ، به خراش بن حوشب دستور اين كار را
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير . ( 2 ) - عقد فريد در باب كشتن زيد ( از حاشيه كتاب زيد ) . ( 3 ) - كامل برد ، ج 3 ، ص 247 و روض نضير ، ج 1 ، ص 60 . ( 4 ) - مقاتل ابى الفرج . ( 5 ) - تاريخ طبرى ، ج / 8 ص 277 و تهذيب التهذيب ابن حجر در شرح حال زيد . ( 6 ) - منهاج السنه ، ج 1 ، ص 8 . ( 7 ) - منتخب طريحى ، ( از حاشيهء كتاب زيد ) .