هزار درهم نداد . « 1 »
هنگامى كه زيد به شهادت رسيد ، ياران او دربارهء خاكسپارى و پنهان كردن جسدش با هم اختلاف كردند ، به طورى كه از دشمنان مخفى باشد از ترس اين كه مبادا آن را از قبر بيرون آورده ، مثله كنند . برخى از آنها گفتند : زرهاش را به تنش مىكنيم و او را در آب مىاندازيم . « 2 »
خواستهء حضرت صادق ( ع ) نيز اين بود . امام به سليمان بن خالد فرمود : ميان محلى كه جسد زيد را پنهان كردند و فرات چقدر فاصله است ؟ سليمان گفت : به اندازهء پرتاب كردن سنگى . امام صادق ( ع ) فرمود : سبحان اللّه ! آيا نمىتوانستيد آهنى به او ببنديد . و در رود فرات بيندازيد كه اين روش بهترى بود . « 3 »
برخى از ياران وى كه حضور داشتند ، گفتند : او را در عباسيّه « 4 » دفن كنيم كه همان نخيله « 5 » است . نظر ديگران اين بود كه سرش را ببرند و جسدش را ميان كشتگان « 6 » بيفكنند تا شناخته نشود ولى فرزندش يحيى با اين نظر مخالفت كرد و گفت : نه ، به خدا سوگند ، كه سگان ، گوشت پدر مرا نمىخورند . « 7 » منظور وى ، اين بود كه روش فوق براى پنهان كردن آن جسد پاك از شرّ دشمنان ، مانع از مثله كردن او نمىشود زيرا سگها از آمدن نزد وى خوددارى مىكردند و اين باعث مىشد كه دشمنان به جسد زيد دست يابند و در اين صورت ، امكان مثله كردن وجود دارد .
سلمة بن ثابت گويد : هنگامى كه اختلاف ياران زيد بالا گرفت ، به آنها گفتم : او را به سوى رودخانهاى ببريم كه آنجا قرار داشت و او را داخل رودخانه دفن كنيم ، آنها نظر مرا پذيرفتند . در رودخانه ، آب بسيارى بود چون قبر را آماده كرديم ، وى را به خاك
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 276 ( از حاشيه كتاب زيد ) .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 276 .
( 3 ) - وسائل ، شيخ حر عاملى ، كتاب طهارت در باب انداختن ميّت در آب .
( 4 ) - مقاتل ابى الفرج .
( 5 ) - مثير الاحزان ، ابن نما .
( 6 ) - خطط مقريزيه ، ج 4 ، ص 312 ( از حاشيه كتاب زيد ) .
( 7 ) - مقاتل ابى الفرج .