تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
عبيد اللّه زد و گفت : اين ضربت را بگير كه من جوان حناط هستم . ولى ضربتش كارگر واقع نشد . عبيد اللّه گفت : خداوند ، دستم را قطع كند ، اگر با آن طعامى بخورم . آن گاه ضربتى به حناط زد كه كارگر نيفتاد ، درگيرى ميان آنها شدت يافت ، سرانجام به علت اين كه بسيارى از افراد عبيد اللّه كشته شدند ، به همراه ساير يارانش گريختند تا به خانهء عمرو بن حريث كه در سبخه و نزديك مسجد اعظم قرار داشت ، رسيدند ، زيد و يارانش نيز آمدند تا به باب الفيل رسيدند . ياران زيد ، پرچمهاى خويش را از بالاى درها داخل مسجد مىكردند و مىگفتند : اى اهل مسجد ! از ذلّت سوى عزّت آييد ، سوى دين و دنيا آييد كه شما نه دين داريد ، نه دنيا . مردم شام بر آنها تسلط يافتند و از بالاى مسجد ، آنها را با سنگ مىزدند . شب چهارشنبه ، ريان بن سلمه به سوى حيره بازگشت و زيد و يارانش نيز حركت كردند و در دار رزق جاى گرفتند . ريان بن سلمه به سوى او آمد و در نزديكى دار رزق با او نبرد سختى كرد ، برخى از ياران ريان آمدند و گروه بسيارى كشته شدند . ساير افراد گريختند و ياران زيد از دار رزق تعقيبشان كردند ، تا به مسجد رسيدند . شامگاه چهارشنبه ، مردم كوفه با بدترين حالت بازگشتند . صبح روز پنجشنبه ، دوم ماه صفر ، يوسف بن عمر ، عباس بن سعيد مزنى ، رئيس نگهبانان را به همراه گروهى از يارانش روانه كرد تا اين كه در دار رزق به زيد بن على رسيدند و در آن‌جا با وى نبرد كردند ، به علّت اين كه چوب بسيارى از آن نجاران در آن جا قرار داشت راه تنگ شده بود . نصر بن خزيمه عبسى و معاوية بن اسحاق انصارى در دو طرف زيد بودند . عباس به يارانش بانگ زد : زمين ، زمين ، ( چون عباس افراد پياده همراه نداشت ) بسيارى از همراهان وى از اسبها پياده شدند و نبرد سختى درگرفت ، و نائل بن فروه ، ضربتى به ران نصر بن خزيمه زد و آن را قطع كرد ، نصر نيز با شمشير او را زد و كشت . مدتى نگذشت كه نصر نيز هلاك شد . در اين درگيرى ، حدود هفتاد نفر از ياران عباس بن سعيد كشته شدند و بقيه گريختند . شب پنجشنبه ، يوسف بن عمر يارانش را بسيج كرده ، به سوى زيد فرستاد . آنها با
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 442 | سعيد راد رحيمى / السيد حسين البراقي النجفي