تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
فصاحت و بلاغت « 1 » به كلام جدّ بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب ( ع ) شباهت داشت . بدينسان جاحظ « 2 » او را از سخنوران بنى هاشم برشمرد . ابو اسحاق سبيعى و اعمش او را اين گونه توصيف مىكند : زيد ، فصيح‌ترين و گوياترين افراد خاندانش بود « 3 » و گواه مطلب اين است كه از زمانى كه زيد وارد كوفه شد ، هشام بن عبد الملك پيوسته به كارگزارش در عراق نامه مىنوشت و به او دستور مىداد تا زيد را از كوفه اخراج كند ، و از حضور مردم در مجالس او جلوگيرى كند زيرا زيد با دانش فراگير و بيان شيوايش دلها را به سوى خود جذب مىكرد و زبانش برنده‌تر از شمشير ، تيزتر از سرنيزه ، رساتر از سحر و غيبگويى و دميدن در گره‌ها بود . « 4 » روزى هشام بن عبد الملك به زيد گفت : به من خبر داده‌اند كه تو از خلافت و حكومت ياد مىكنى و در آرزوى آن به سر مىبرى ، تو فرزند يك كنيز هستى و شايسته حكمرانى نيستى ، پاسخ زيد به او گواه درستى است بر اين كه ادعاى مذكور مورد شك و ترديد واقع نمىشود و در آن مجلس كه بزرگان مردم شام اجتماع كرده بودند ، آثار ناتوانى و نااميدى بر چهرهء هشام نمودار شد . تنها انگيزهء قيام زيد شهيد ، آگاه كردن امّت از لغزشهاى واليان و آشنا كردن آنها با بديهاى آن قدرت و حكومت ستمگر بود و اگر قيام و جنبش هاشميان در مناطق و زمانهاى مختلف رخ نمىداد ، دين اسلام كه با سختيهاى دردناك روبه‌رو شد ، از ميان مىرفت . زيد براى تقويت اسلام ، مصيبتها و ناگواريهاى بسيارى را تحمل كرد ، قيام افتخارآميز او مردم را از سختگيريها و داورىهاى ناعادلانه حكومت ستمگر آگاه كرد و آنها را با راه صحيح انجام اين وظيفهء سنگين كه جز پيامبر ( ع ) يا جانشين وى بدان نمىپردازد ، آشنا كرد . ترديدى نيست كه اين قيام به علت فايده‌ها و منافعى كه داشته ،
هامش
( 1 ) - حدايق ورديه . ( 2 ) - بيان و تبيين ، ج 1 ، ص 190 ، چاپ سال 1332 ( ه . ق ) ، ج 1 ، ص 190 . ( 3 ) - خطط مقريزيه ، ج 4 ، ص 307 ، ( از حاشيه كتاب زيد ) . ( 4 ) - تاريخ طبرى ، ص 265 و نورالابصار شبلنجى .