كميل گفت : اين در صورتى است كه قضا و قدر به دست تو باشد . حجاج گفت : آرى ، تو در زمرهء كسانى هستى كه عثمان بن عفان را كشتند ؛ آن گاه دستور قتل او را صادر كرد و گردنش را زدند . « 1 »
ابن حجر گويد « 2 » : ابن ابى الدنيا از اعمش نقل كرده كه گفت : هيثم بن اسود نزد حجاج رفت . حجاج به او گفت : كميل بن زياد چه كرده است ؟ هيثم گفت : او پيرمرد سالخوردهاى است كه در خانهاش به سر مىبرد . حجاج گفت : اكنون كجاست ؟ هيثم گفت : او پيرمرد سالخوردهء نادانى است . حجاج ، او را فراخواند و به وى گفت : تو در قتل عثمان شركت داشتى ؟ با عثمان چه كردى ؟ كميل گفت : عثمان به من سيلى زد و من درخواست قصاص كردم ، او اجازهء قصاص به من داد و من او را بخشيدم . راوى گويد :
آن گاه حجاج ، دستور قتل وى را صادر كرد .
شهادت كميل در سال 82 ( ه . ق ) و به قولى در سال 88 ( ه . ق ) رخ داد ؛ چنان كه ابن حجر در اصابه به نقل از ابن ابى خيثمه نقل كرده كه او هنگام شهادت هفتاد سال داشت .
آرامگاه او كنار ثويه قرار و محل معروفى است كه مردم او را زيارت كرده ، بدان تبرك مىجويند .
حادثهء سعيد بن جبير ( ره )
سعيد ، فرزند جبير بن هثام اسدى والبى ، مولا و سرور آنان بود . كنيهء وى ابو محمد و به قولى ابو عبد اللّه كوفى است .
سعيد بن جبير از ابن عباس و ابى سعيد خدرى روايت مىكرد و سلمة بن كهيل و اعمش بن سائب و منهال بن عمرو و جز آن نيز از سعيد روايت مىكردند .
يعقوب قمى به نقل از جعفر بن ابى مغيره گويد : هرگاه مردم كوفه براى سئوال كردن نزد ابن عباس مىرفتند ، مىگفت : آيا فرزند امّ دهما ، ( سعيد بن جبير ) در ميان شما نيست ؟
هامش
( 1 ) - ارشاد مفيد ، شرح كميل بن زياد ، چاپ ايران - م .
( 2 ) - رجوع كنيد به كتاب اصابه ، ج 3 ، ص 128 و حاشيهء استيعاب ، چاپ مصر - م .