شتاب حركت كنند . آنها نيز با سرعت رفتند تا اين كه در دهم ماه مبارك رمضان وارد مكه شوند ، پس از دو روز ، نامههاى ديگرى به امام ( ع ) نوشتند و آنها را همراه قيس بن مسهر صيداوى و عبد الرحمن عبد اللّه ارجى روانه كردند . دو روز ديگر نيز نامههايى نوشتند و به وسيلهء هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبد اللّه حنفى ارسال كردند ، تا اين كه تعداد نامهها به دوازده هزار رسيد . آنها در اين نامهها هلاكت معاويه را مژده داده ، يزيد را تحقير و از امام دعوت كردند تا به كوفه بيايد و تعهد كردند كه در اين راه از بذل جان و مال دريغ نورزند .
كوفيانى كه به حضرت نامه نوشتند ، عبارت بودند از : حبيب بن مظاهر ، مسلم بن عوسجه ، سليمان ابن صرد ، رفاعة بن شداد ، مسيب بن نجبه ، شبث بن ربعى ، حجار بن ابجر ، يزيد بن حرث بن رويم ، عزرة بن قيس ، عمرو بن حجاج ، محمد بن عمير و بزرگانى مانند آنان .
هنگامى كه امام حسين ( ع ) چنين ديد ، مسلم بن عقيل را فرا خواند و به او دستور داد تا به كوفه برود و مسائل مهم را به وى يادآورى كرد و در جواب نامهء مردم كوفه نامهاى بدين مضمون نوشت :
« هانى و سعيد آخرين فرستادگان شما با نامههايتان نزد من آمدند ، هر آنچه را كه گفته بوديد ، دانستم ، مهمترين سخن شما اين بود كه امام نداريم ، نزد ما بيا شايد به سبب تو خداوند ما را به راه راست هدايت كند . اينك برادر و پسر عمو و معتمد خود از خاندانم ، مسلم بن عقيل را نزد شما مىفرستم ، اگر او به من بنويسد كه نظر مردم ، خردمندان و افراد با فضيلت همانگونه است كه فرستادگان شما به من گفتهاند و در نامههايتان خواندهام ، به خواست خدا به زودى نزد شما خواهم آمد . به جان خودم سوگند كه امام و پيشوا ، كسى است كه به كتاب خدا عمل كند . عادل و پيرو دين حق باشد و نفس خودش را وقف خداوند كند » . والسلام .
مسلم مانند ساير خاندان على ( ع ) مردى درستكار و وفادار و نمونهء شجاعت و ايمان بود و از دستورهاى خويشاوند و مولايش امام حسين ( ع ) پيروى كرد . هنگامى كه مسلم وارد كوفه شد ، رؤساى قبايل براى بيعت كردن با او اجتماع كردند و او به نمايندگى از
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٣٦٦