تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
در خلال زمامدارى وليد ، جوانانى از كوفه به خانه حيسمان خزاعى وارد شدند . او مىدانست كه آنان از نظر تعداد از او بيشترند ، با شمشير به آنان حمله كرد ، زمانى كه فزونى آنان را ديد ، فرياد كشيد ، ابو شريح خزاعى ، همسايهء وى و از اصحاب رسول اللّه ( ص ) بود كه خانواده‌اش را از مدينه به كوفه منتقل كرده بود تا به صحنه جنگ نزديك باشد ، وقتى كه ابو شريح فرياد ابن حيسمان را شنيد ، به همراه پسرش به منزل حيسمان سركشيد و ديد كه جوانان به همسايه‌اش مىگويند : كار درستى نكردى ، اكنون با ضربتى تو را هلاك مىكنيم . و آن قدر او را زدند تا كشته شد . ابو شريح ، فرياد كشيد و مردم ، آنان را محاصره و دستگير كردند . در ميان آن جوانان ، زهير بن جندب ازدى ، مورع بن ابى مورع اسدى شبيل بن ابى ازدى با تعدادى ديگر نيز بودند . ابو شريح و فرزندش شهادت دادند كه آنها بر حيسمان حمله كرده ، او را كشتند . وليد در اين باره نامه‌اى به عثمان نوشت و ابو شريح نيز به مدينه سفر كرد و خانواده‌اش را به آن‌جا برد و به علت اين ماجرا ، قسّامه به وجود آمد و عثمان به گفتهء ولىّ مقتول ، استناد جست تا مردم را از قتل در برابر ديگران باز دارد ، عثمان گفت : قسامه بر متهم و اولياى دم واجب است ، و در صورت نبودن بيّنه ، پنجاه نفر از آنان سوگند مىخورند ، اگر تعداد آنها كاسته شد يا يكى از آنها از سوگند خوردن امتناع كرد ، قسّامه باطل مىشود و ادعاى مدعيان ثابت مىشود ، و اگر پنجاه نفر آنان سوگند بخورند ، مستحق مرگ مىشوند و قتلشان به اثبات مىرسد وليد دربارهء آنها به عثمان نامه نوشت . عثمان ، دستور قتل آنان را صادر كرد و در شهر رحبه كنار قصر كشته شدند ، عمرو بن عاصم تميمى در اين باره گفت : هرگز حقوق همسايگانتان را پايمال نكنيد افراد فاسق و عياش در قلمرو ابن عفان هستند ابن عفانى را كه آزموديد دزدان را با استناد به قرآن درهم شكست هنوز به كتاب خدا عمل مىكند و بر همهء امور ، نظارت كامل دارد « 1 » . پس از اين كه گروه مذكور به سبب قصاص افرادى كه كشته بودند ، به قتل رسيدند ،
هامش
( 1 ) -لا تأكلوا أبدا جيرانكم سرفا * اهل الدعارة فى ملك ابن عفانان ابن عفان الذى جربتموا * فطم اللصوص بمحكم الفرقانمازال يعمل بالكتاب مهيمنا * فى كل عنق منهم و بنان