وضع كوفه و اهلش اين چنين بود ، افراد نادان و گمراه بر آن دست يافتند ، خردمندان آن ، اندك و نابخردان آن ، زياد بوده و اين حوادث هيچگونه اثرى در دل مردم نگذاشت و از آن پند نگرفتند ، پس از آن آشوبها و حوادثى در كوفه رخ داد كه با خواست خدا در آينده مطلع مىشويد .
اگر خداوند گروهى را از باران صبحگاهى سيراب كند ولى زمين كوفه را سيراب نكند كينه و دشمنى را ميان آنان افكند تا نسبت به كسى كه با آنان دشمنى مىورزند ، سرسخت باشند .
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٣٣٤