آنان پوشاند و عذاب قيامت ، شديد و جاودانى است .
مهمترين شورشها و حوادثى كه پىدرپى در طول قرنها در شهر كوفه رخ داده است و ما از معتبرترين منابع تاريخى گرد آوردهايم ، بدين قرار است :
حادثهء ابن حيسمان خزاعى
كوفه ، نخستين شهرى است كه شيطان ، ميان مسلمانانش تخم نفاق پاشيد - همانطور كه قبلا دانستيد - در زمان خلافت عثمان ، طبق وصيت عمر براى نخستين بار سعد بن ابى وقاص امير كوفه شد ، و عبد اللّه بن مسعود خزانهدار بود . سعد از بيت المال پولى قرض گرفت ، هنگامى كه موعد پرداخت فرا رسيد ، ابن مسعود نزد سعد رفت و به او گفت :
پولى را كه بدهكارى ، بده . سعد گفت : تو با فتنه و بدى مواجه مىشوى ، آيا تو ابن مسعود بندهاى از قبيله هذيل نيستى ؟ گفت : بلى ، به خدا سوگند ، ابن مسعود هستم و تو ابن حمينه هستى . در اين هنگام ، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص گفت : آرى ، به خدا سوگند ، ياران مورد توجه رسول خدا ( ص ) هستيد ، سعد چوبى را كه در دست داشت انداخت - او مرد خشنى بود - دستش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت : خدايا ، اى پروردگار آسمانها و زمين ! عبد اللّه گفت : واى بر تو ! سخن خير بر زبانت جارى كن ، و نفرين مكن .
سعد گفت : به خدا سوگند ، اگر از خدا نمىترسيدم ، آن چنان نفرينت مىكردم كه بدان دچار مىشدى . عبد اللّه به سرعت برگشت تا خارج شود . سعد به سرعت نتوانست مال را به عبد اللّه بدهد ، لذا عبد اللّه براى گرفتن مال از مردم كمك خواست و سعد از گروهى براى رسيدگى به كار عبد اللّه يارى طلبيد ، آنها پراكنده شدند ، برخى سعد و برخى ديگر عبد اللّه را مورد سرزنش و ملامت قرار دادند . خبر اين ماجرا به عثمان رسيد . وى بر آنان خشم گرفت و از كار آنها ناراحت شد ، آن گاه سعد را بر كنار و دارايىاش را مصادره كرد ، و عبد اللّه بن مسعود اقرار كرد و او را مقدّم داشت ، چون عثمان ، سعد را عزل كرد ، وليد بن عقبه والى كوفه شد . - وى قبلا در زمان عمر ، كارگزار وى در جزيرة العرب بود - هنگامى كه وليد آمد ، نسبت به مردم ، بسيار با محبت و مهربان بود و اين موضوع ، پنج سال ادامه داشت و در اين مدت ، همه از وى راضى بودند .