تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

خطبهء ام كلثوم ( ع ) در كوفه

هنگامى كه ام كلثوم دختر امام حسين ( ع ) همراه اسيران به كوفه آورده شد ، از باطن اهل كوفه پرده برداشت و خيانت و فريب و گمراهى و نفاق آنان را آشكار كرد . ابو الفضل احمد بن ابى طاهر طيفور از سعيد بن محمد حميرى ابو معاذ از عبد اللّه بن عبد الرحمن - مردى از اهل شام - از شعبه از خدام اسدى روايت كرده كه گفت : در سال 61 ( ه . ق ) همان سالى كه امام حسين ( ع ) به شهادت رسيد ، وارد كوفه شدم . آن روز زنان كوفه را ديدم كه گريبان چاك داده بودند ، و حضرت على بن حسين ( ع ) را ديدم كه بر اثر بيمارى لاغر شده بود و با صدايى ضعيف مىفرمود : اى اهل كوفه ! شما بر ما مىگرييد ، چه كسى جز شما مسبب شهادت ما بود و . . . به خدا سوگند بىپرواتر و سخنورتر از ام كلثوم نديدم ، گويا با زبان على ( ع ) سخن مىگفت ، وى به مردم اشاره كرد تا ساكت شوند و هنگامى كه سر و صدا فرو نشست ، گفت : با حمد خداوند و درود و تحيت بر پيامبرش سخنم را آغاز مىكنم ، اى مردم كوفه ! اى اهل خيانت و رسوايى ! از حوادث گذشته پند نگرفتيد ، و آواى غمناك و حزين شما فرو نشسته است ، مثل شما مانند كسى است كه عهد خويش را پس از ضعف و ناتوانى شكست و ايمانتان را درآمدى ميان خود قرار داديد ، آيا در ميان شما جز گزافه‌گو و دشمن ، كنيزان فرومايه و دشمنان عيبجو يافت مىشود ؟ آيا شما جز چراگاهى بر روى زباله‌دان و نقره بر گورستان هستيد ؟ چه عمل زشتى مرتكب شديد ، خشم خدا بر شما باد ! در عذاب خدا جاودانه هستيد ، آيا مىگرييد ؟ به خدا سوگند ، بگرييد كه سزاوار گريستن هستيد ، بسيار بگرييد و اندك بخنديد ، به ننگ و بدنامى آن دست يافتيد ، و هرگز نمىتوانيد با شست‌وشو آن را از بين ببريد . چگونه مىتوانيد ننگ كشتن فرزند خاتم پيامبران و مبدأ رسالت را محو كنيد كه او سرور جوانان اهل بهشت و چراغ راه هدايت ، سرچشمهء برهان و پناهگاه مصيبتهاى شما بود . تيره‌بختى و فرومايگى نثارتان باد ! تلاش