درهم ، و به آنان گفت : « قاتلكم اللّه لقد ملأتم قلبى قيحا . . . » « 1 » .
آنان ناگواريها و مصيبتها را در برابر امام حسن ( ع ) گرد آوردند و روزى كه ايشان به سوى معاويه رفت ، آنان با هم درگير بودند ، ذلت و رسوايى را كاملا پذيرفته ، از عيب و رسوايى آكنده و از دوستى شهوات و اميال نفسانى سرمست بودند . بنابراين دعوت كننده به حق را در برابر معاويه رها كردند و همين موجب شكست و زبونى آنان شد . با اين وجود دست از اعمال ناشايستهشان برنداشتند تا اين كه خيمهء ايشان را غارت كردند ، حرمت امام ( ع ) را از بين بردند ، تا حدّى كه جسارت كرده خنجر به رانش زدند .
هر خيانتى را كه در مورد اهل كوفه فراموش كنيم ، خيانتى را كه نسبت به امام حسين ( ع ) روا داشتند نمىتوانيم از ياد ببريم زيرا مصيبت بارترين و ناگوارترين فاجعه را آفريدند .
نوشتههاى آنان به سوى لشگريان آمد حتى نام نويسندگان را نيز نوشته بودند « 2 » .
نامههاى اهل كوفه ( حدود دوازده هزار نامه ) به حضرت رسيد ، كه مردم كوفه به يك صدا مىگفتند :
اى فرزند دختر پيامبر ! اگر به سوى ما بيايى روزگار بنده و زمان خدمتگذار توست « 3 » .
هنگامى كه امام ( ع ) وارد شد ، آنان به ايشان پشت كردند و با نوك نيزهها و لبهء شمشيرها از او استقبال و خاندان پيامبر ( ص ) و ذريّهء پاك رسول خدا و گروه مؤمنان را قتل عام كردند و تا روز قيامت ، نامهء اعمال سياهى از خود بر جاى گذاردند و به اين هم اكتفا نكردند بلكه مرتكب اعمالى شدند كه بر تارك بشريت عرق شرم نشست و پوست صورت انسانيت چروكيده شد . يعنى پرده نشينان خاندان پيامبر ( ص ) را به شام بردند و لباس غم و اندوه بر آنان پوشانيدند .
پيش از اين فاجعه دلخراش ، نبرد مسلم بن عقيل ( رض ) روى داد . حدود دوازده هزار نفر يا بيشتر براى يارى و راهنمايى با وى بيعت كردند و چقدر سريع از اطراف او پراكنده
هامش
( 1 ) - خطبه 27 نهجالبلاغه ، يعنى : خدا شما را بكشد كه دل مرا بسيار چركين كرديد . - م .
( 2 ) -انت كتبهم فى طهين كتائب * و ما رقمت الا بسم الاراقم( 3 ) -ان اقدم علينا يابن بنت محمد * لك الدهر عبد و الزمان غلام