روستاهاى مصر در تمام اقليمها آكنده از قبطيان و روميان بود و پس از يك قرن از تاريخ هجرت ، اسلام در روستاهاى مصر انتشار يافت و پيروانش در اواسط قرن دوم دو برابر شدند و مسلمانان تنها در قرن سوم قدرت يافتند . مؤيد اين مطلب ، آن است كه مسلمانان قبل از اين زمان در روستاها مسجدهايى بنا نكردند و هرگاه قبطيان شكست مىخوردند ، مسلمانان را به رنج مىافكندند و براى مسلمانان آسان نبود تا قبطيان را تحت سلطهء خويش درآورند و پيوسته اين گونه بودند تا اين كه در سال 216 ( ه . ق ) مأمون با آنها جنگيد و اسلام در روستاها رواج يافت .
وضعيت اندلس نيز هنگام فتح مسلمانان در سال 92 ( ه . ق ) به همين صورت بود .
آنها مردم اندلس را بر نظام ادارى ، سياسى و دينى پيشين خود باقى گذاردند و كارهاى حكومت و ادارهء امور آن را در اختيار آنها قرار دادند . و تنها رياست كل و فرماندهى سپاه را برعهده گرفتند .
وضعيت ولايتهاى اسلام در اوايل ظهورش اين گونه بود ، مگر ولاياتى كه به مركز خلافت نزديك بودند مانند شام در دوران بنى اميه و عراق در روزگار بنى عباس .
در دوران خلفاى راشدين ، فرمانداران و استانداران ، فرماندهان سپاه بودند كه آن ولايتها را فتح كردند و مهمترين وظيفهء آنها حفاظت از حاكمان هنگام سفر در شهرهاى فتح شده ، اقامهء نماز و گرفتن ماليات بود .
كارهاى حكومتى در كشورهاى فتح شده همچون مصر ، شام و عراق تا اواسط دوران بنىاميه ، طبق نظام حاكم بر اين كشورها پيش از فتح انجام شدند . سپس سرپرستى ولايتها از اواخر حكومت خلفاى راشدين به حكومتهاى محلى منتقل شد تا اين كه عبد الملك بن مروان ، سلطهء اسلام را با واگذارى ديوانها به مسلمان كامل كرد ، سپس ولايتها تنوع يافت و به مقتضاى زمان و مكان داراى سطحهاى متفاوتى شد ، ليكن دو نوع حكومت داشتند : عام و خاص . حكومت عام نيز بر دو قسم بود حكومت استكفا و حكومت استيلا . استكفا يا تفويض : مقامى بود كه خليفه براى يكى از كارگزاران شايستهاش برمىگزيد و حكومت آن منطقه را به او و تمام خانوادهاش واگذار مىكرد و او را در همهء امورش تام الاختيار قرار مىداد و دامنهء اختيارات او شامل هفت امر مىشد :
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٣٠٣