ولايتها در زمان اسلام « 1 »
هنگامى كه اسلام ظهور كرد و مسلمانان به فتح سرزمينهاى ديگر اقدام كردند ، هرگاه مىخواستند فرماندهاى را براى فتح سرزمينى اعزام كنند ، پيش از حركت او را به حكومت آن ديار منصوب مىكردند ، يا با او شرط مىكردند كه اگر آنجا را فتح كند ، حاكم آن خواهد شد ، و اين روش آنها از روزگار پيامبر ( ص ) بود . چه ، پيامبر ( ص ) در سال هشتم ( ه . ق ) ابو زيد انصارى و عمرو بن عاص را به همراه نامهاى براى دعوت مردم به اسلام فرستاد و به آنها فرمود : ( اگر مردم حق را پذيرفتند و از خدا و رسولش پيروى كردند ، عمرو بن عاص عهدهدار حكومت و ابو زيد امام جماعت شود و مردم را به اسلام دعوت كند و به آنها قرآن و آداب اسلام را بياموزد ) و چنين شد . « 2 »
هنگامى كه ابو بكر ، زمام امور را به دست گرفت و گروههايى براى فتح شام گسيل داشت ، روش او چنين بود كه هرگاه براى يكى از آنها لشكرى براى فتح شهر يا اقليمى ترتيب داده مىشد ، قبل از عزيمت سپاه ، او را به حكومت آن ديار منصوب مىكرد - وى درباره اولين گروه اعزامى چنين رفتار كرد - و آنها سه نفر بودند . او سپاهى به فرماندهى عمرو بن عاص ترتيب داد و به وى دستور داد تا عمدا راه ايله به فلسطين را بپيمايد و سپاهى ديگر نيز براى يزيد بن ابى سفيان آراست و به او دستور داد تا از راه تبوك به دمشق برود و به سپاه شرحبيل بن حسنه امر كرد تا از مسير تبوك به اردن حركت كند و به هر يك از آنها حكومت سرزمينى را كه در صدد فتحش بود واگذار كرد و به آنها گفت :
« هرگاه جنگ درگرفت ، فرمانده شما كسى است كه در ركاب او مىجنگيد » .
چون عمر بن خطاب به حكومت رسيد ، ابو عبيدة بن جراح را به زمامدارى تمام شام و فرماندهى فرماندهان در جنگ و صلح منصوب كرد و عملكرد وى در شام مشابه
هامش
( 1 ) - به عهدنامهء حضرت على بن ابى طالب ( ع ) به مالك اشتر مراجعه كنيد . هنگامى كه او را به زمامدارى مصر و توابع آن گمارد و اين ، در زمانى اتفاق افتاد كه حكومت امير آن محمد بن ابى بكر آشفته شد . اين عهدنامه طولانىترين و جامعترين عهدنامهاى است كه حضرت على ( ع ) نوشته و شريف رضى ( ره ) در نهجالبلاغه آن را ذكر كرده است ، رجوع كنيد به شرح ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 119 - 153 چاپ مصر . اين عهدنامه ، داراى شرحهاى بسيارى است و به زبانهاى خارجى نيز ترجمه شده است . - م .
( 2 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان . - م .