تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
وضعيت آن پيش از فتح بود . بدين صورت كه در هر اقليم كارگزار و حاكمى بود و يك فرمانرواى كل بر كار كارگزاران اقليمها نظارت مىكرد ، چنان كه قبلا مشاهده كرديد . ولى فرمانده روم در انطاكيه اقامت داشت و مسلمانان ، دمشق را به جاى آن برگزيدند ، چون از دريا دور و به كشورهاى عربى نزديك بود به منظور عمل كردن به گفتهء عمر بن خطاب كه مسلمانان در مكانى كه آب ميان او و آنها فاصله شود ، اقامت نكنند . در آغاز ، زمامدارى كارگزاران به اشغال نظامى بيشتر شباهت داشت تا مالكيت ، و كارگزاران يا حاكمان همان لشكريانى بودند كه در اطراف شهرهاى فتح شده ، اقامت داشتند و به آنها رابطه يا حاميه مىگفتند ، و سپاه اسلام به نيروهايى تقسيم شده بودند كه بنا به دلايلى كه گفته شد ، در اردوگاههايى نزديك صحرا به سر مىبردند ، نه نزديك ساحل . لشكريان شام به چهار سپاه تقسيم شدند كه در دمشق ، حمص ، اردن و فلسطين اقامت مىكردند و از اين رو ، اين اقليمها را اخباد ناميدند و نيروهاى عراق در كوفه و بصره و نيروهاى مصر در فسطاط و اطراف اسكندريه مستقر شدند و در روستاها و شهرها ساكن نشدند و با اهالى آنها معاشرت نمىكردند . عمر بن خطاب ، آنها را از پرداختن به زراعت بر حذر داشت و بر آنها سخت گرفت . آنها تا فصل بهار در اردوگاههايشان به سر مىبردند و اسبهايشان در مرغزارها به چرا مىپرداختند و پيروانشان آنها را در روستاها مىگرداندند و همراه آنها ، گروههايى از سادات نيز بودند كه به پرورش اسبها و فربه كردن آنها اهميت زيادى مىدادند . عمرو بن عاص خطاب به سپاهيانش در مصر چنين گفت : « نبينم مردى نزد من آيد كه خودش را فربه و اسبش را لاغر كرده باشد ، و بدانيد كه من به وضعيت اسبان مانند مردان رسيدگى مىكنم ، پس هر كس بدون علت به اسبش رسيدگى نكند ، به همان مقدار از سهم او كم مىكنم » . هرگاه بهار فرا مىرسيد ، عمرو بن عاص به تمام قبيله‌ها مىنوشت تا وضعيت گياهان و لبنيات را به وى گزارش كنند و هر جا خواستند بروند ، بنابراين ، عربها بر اساس قبيله‌هايشان در روستاها پراكنده شدند به ويژه قبايل منوف ، سمنود ، اهناس و طحا .