تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

زمامدارى كوفه

مقدمه

منظور از ولايت ، فرمانروايى بر شهرهاست . و سلطان يا حاكم ، جانشين خود را در حكومت بر ولايتها مىگمارد كه در اصطلاح به آنها كارگزار مىگويند . اين شيوهء حكومت از ديرباز وجود داشته است . هنگامى كه مسلمانان ، شام را فتح كردند ، يكى از ولايتهاى روم به نام ولايت شرق به شمار مىرفت و به يازده اقليم تقسيم مىشد كه هر اقليم شامل چند شهر و روستا بود و حاكم يا كارگزارى كه در آن حكومت مىكرد معمولا بطريق بود . بطريق ، نزد روميان غير از بطريرك است كه لقب گروهى از شرافتمندان كشور روم مىباشد . اين گروه با آداب و رسوم شهر روم پرورش يافته بودند و در دولت روم ، نفوذ زيادى داشتند و پس از تقسيم كشور روم ، مقام آنها پايين آمد و نتوانستند در حكومت به كار بپردازند . زمانى كه كشور روم تا افريقا و ديگر كشورهاى شرقى امتداد يافت ، حكومت متوجه شد كه اين شهرهاى دور به سرپرستى متين و قدرتمند نياز دارند . لذا آنها را به حكمرانى مستعمرات از جمله شام ، مصر و جز آنها منصوب كردند . در هر يك از اقليمهاى شام ، حاكمى بود كه در مركز آن زندگى مىكرد و سپاهيانى داشت كه در دژها به سر مىبردند در انطاكيه يك فرمانرواى كل حكومت مىكرد كه بر تمام اين اقليمها نظارت داشت و عزل و نصب حاكمان اقليمها به دستور وى بود ، او جمع آورى ماليات ، تأمين مخارج سپاهيان و ساير كارهاى حكومت را نيز برعهده داشت . مصر نيز از نظر تقسيم شدن به اقليمها و شهرها ، به همين صورت بود و فرمانرواى كل آن در اسكندريه اقامت داشت . عراق و كشور فارس هم اين گونه بودند و چه بسا حاكمان آنها ، به سبب نزديكى پايتخت ، فرمانبردارتر از حاكمان شام بودند .