على ( ع ) در چه چيزى اولويت دارد ؟ در يارى ، محبّت و يا در تصرّف ؟ دليل ديگر بر اين مطلب ، امكان تقسيم اولويت است بدين ترتيب كه اولويت امر ، يا در يارى است يا در حفظ و نگهدارى اموال و يا در تدبير و تصرّف در آن . پس بايد گفت كه اين حديث بر امامت على ( ع ) دلالت نمىكند . اين اشكال در مواقف و شرح آن آمده است .
پاسخ : اوّلا : ابو عبيده ، بنابر نقل قوشچى در شرح تجريد الاعتقاد ، كلمهء مولى را در آيهء * ( « مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ . . . » ) * به معناى اولى گرفته است . ثانيا : كسانى كه كلمهء مولى را در حديث مذكور به معناى اولى به تصرّف مىگيرند ، مرادشان اين نيست كه لفظ مولى مانند لفظ اولى ، صفت تفضيلى است . تا اينكه اشكال شود كه مىتوان گفت : « هو اولى من كذا » ولى نمىشود گفت : « هو مولى من كذا . » بلكه مراد اين است كه با توجه به مقدمهء حديث « ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم » چنين استنباط مىشود كه مراد از مولاى مسلمانان كسى است كه از خودشان نسبت به ايشان سزاوارتر باشد كه به عبارت ديگر همان اولى به تصرّف مىشود . در اينجا ، اگر لفظ مولى به معناى صاحب اختيار - يا زمامدار - كه معناى حقيقى مولى است ، تفسير شود بهتر خواهد بود ؛ زيرا در آن صورت ، معناى حديث چنين مىشود : هر كسى كه من صاحب اختيار او هستم - به واسطهء اينكه به او سزاوارترم - على نيز مانند من صاحب اختيار او خواهد بود . مانند آنجا كه مىفرمايد :
« أيّما امرأة نكحت به غير إذن مولاها » كه مراد از مولى همان صاحب اختيار است و به هر يك از معانى كه استعمال شود ، نتيجه يكى است . و آن اينكه على ( ع ) صاحب اختيار اين امت است و مانند پيامبر ، امام و اولى به تصرّف است .
و اما اينكه صاحب مواقف و شارح آن گمان كردهاند كه مىتوان اولويت را در امور ديگرى غير از تصرّف شمرد و استفسار از نوع اولويت و تقسيم انواع اولويت را نشانگر آن دانستهاند ، گمانى نادرست است . زيرا اين احتمالها همه مبتنى بر اجمال حديث مىباشند و حال آنكه با توجه به مقدمهء حديث و قرائن ديگرى كه ذكر شد روشن گرديد كه مراد از مولى كسى است كه نسبت به مؤمنان از خودشان در تصرّف و ادارهء امور ، سزاوارتر بوده و امام آنان باشد .
اگر حديث غدير با وجود تمام اين قرائن باز هم مجمل باشد و امكان استفسار و تقسيم در آن وجود داشته باشد در اين صورت ، اجمال كلمهء شهادت بيشتر خواهد بود .
زيرا وقتى گفته مىشود : * ( « لا إِله إِلَّا الله » ، مىتوان توضيح خواست كه آيا مراد اين است كه هيچ خدايى در آسمان نيست يا در زمين نيست يا در اروپا يا آسيا . . . ؟ ! همچنين مىتوان
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٨٥