مبيعا . در اينجا على ( ع ) بيت ديگرى بر آن شعر افزود :
فلم أر مثل ذاك اليوم يوما
و لم أر مثله حقا اضيعا
پس روزى مانند آن روز نديدهام و حقى را مانند اين حق ، پايمال شده مشاهده نكردهام .
سپس ابن جوزى ، ابياتى را از سيد حميرى و بديع الزمان همدانى نقل مىكند . از آنجا كه اشعار شاعران در اين زمينه بىشمار است ، نمىتوان به تمامى آنها پرداخت . اهل سنت اشكالاتى بر اين حديث وارد كردهاند كه اگر چه - از فرط پوچى - بايد از آنها گذشت ، اما براى اينكه اشكالى را بى پاسخ نگذاشته باشيم ، آنها را مطرح مىكنيم :
اشكال اوّل : صحت اين حديث را نمىتوان پذيرفت . در مواقف و شرح آن مىگويد : اين ادعا كه صحت حديث غدير ، امرى بديهى و روشن است ، زيرا جزء احاديث متواتر به شمار مىآيد ، ادعايى عنادآميز است . زيرا بيشتر اهل حديث مانند بخارى ، مسلم و امثال آنها ، حديث مزبور را نقل نكردهاند . و برخى نيز از قبيل ابو داود سجستانى و ابو حاتم رازى و ديگر بزرگان در درستى آن طعن زدهاند .
پاسخ : اگر مراد از عدم صحت حديث اين است كه حديث را با سند صحيح روايت نكردهاند ، قطعا دروغ است . زيرا همانطور كه گذشت حاكم و ديگران اين حديث را صحيح شمردهاند . حتى ذهبى با آنكه ناصبى است و ابن حجر با همهء تعصبى كه داشته است به صحت بسيارى از طرق اين حديث اعتراف كردهاند . و اگر مراد اين است كه حديث غدير چون در نزد ايشان ، متواتر نيست ، مفيد يقين نمىباشد .
اين سخن را اجمالا مىتوان پذيرفت . چرا كه در امر امامت ، براى ايشان ايجاد شبهه مىكند .
امّا حقيقت اين است كه هيچ جايى براى خوددارى از پذيرفتن تواتر اين حديث وجود ندارد . چرا كه طرق حديث مزبور در نزد آنان مستفيض است ، تا چه رسد در نزد ما . و اين استفاضه به حدّى است كه براى هر انسان منصفى ، بالاترين مراتب يقين را پديد مىآورد .
همانطور كه دانستيد ، سيوطى و ابن جزرى به تواتر آن اعتراف كردهاند . حتى ابن جزرى ، كسانى را كه منكر تواتر اين حديث هستند ، نادان و متعصب خوانده است .
اما اينكه بخارى و مسلم ، حديث غدير را ذكر نكردهاند تعجبى ندارد ؛ زيرا چه بسيار احاديث صحيحى است كه آنان در جمعآورى آن اهمال ورزيدهاند و اصحابشان بعدها