تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اقدام به جمعآورى نموده‌اند . من آنان را به دليل اهمال ورزيدن در ضبط اين حديث متواتر سرزنش نمىكنم . زيرا اين اهمال ، تنها به جهت مخالف بودن اين حديث با مذهب ايشان نيست ، بلكه به علت آن است كه خواسته‌اند رعايت نظر حاكمان زمان خويش و گرايشات قوم خود را كرده باشند . چرا كه « الناس على دين ملوكهم » . بدين ترتيب ، عذر سجستانى و ابو حاتم نيز روشن مىشود . مىگويند : شخصى سنى به يك شيعه گفت : چرا شما پس از گذشت ساليان دراز هرجا كه فرصت شود براى كشته شدن حسين گريه مىكنيد ؟ مرد شيعى پاسخ داد : مىترسيم همانطور كه بيعت روز غدير را انكار كرديد ، كشته شدن و مظلوميت حسين ( ع ) را نيز انكار كنيد . اشكال دوّم : على در روز غدير همراه پيامبر نبود و به يمن رفته بود . پاسخ : اخبارى كه حاكى از بازگشت على ( ع ) از يمن و شركت در مراسم حج وجود دارد ، بسيار فراوان است . و برخى از اين روايات را در بحث تحريم متعتين توسط عمر ، خواهيم ديد و قبلا اعتراف ابن حجر را به اين موضوع خوانديد . اشكال سوّم : اغلب راويان اين حديث ، مقدمهء آن را كه مىگويد : « آيا من از خودتان به شما سزاوارتر نيستم » نقل نكرده‌اند . پاسخ : بر فرض اينكه بپذيريم اكثر راويان ، مقدمهء حديث را نقل نكرده‌اند باز هم وجود اين مقدمه در صحاح بسيار و اخبار متظافر براى ما كافى است . و همانطور كه گذشت ابن حجر ، ذهبى ، حاكم و ديگران به صحت آن تصريح كرده‌اند . اشكال چهارم : وزن مفعل را - كه كلمه مولى بر آن وزن قرار دارد - هيچ يك از دانشمندان عرب به معناى - افعل صفت تفضيلى - به كار نبرده است . و استعمال هم بر خلاف آن است . زيرا مىتوان گفت : « هو أولى من كذا » ولى نمىتوان گفت : « هو مولى من كذا » . بر فرض اينكه كلمهء مولى به معناى اولى استعمال شده باشد چه دليلى وجود دارد كه مراد از آن ، اولى به تصرّف و تدبير است . بلكه مىتوان گفت : اين الويت در امر خاصى است ، مانند اين آيه قرآن : * ( « إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوه » ) * كه مراد از اولويت در اين آيه ، اولويت در پيروى و نزديك بودن به ابراهيم است و نه اولويت در تصرّف نسبت به ابراهيم ( ع ) . دليل ديگر ، صحت استفسار و توضيح خواستن است ؛ زيرا اين پرسش بجاست كه