سپس بعد از آن هوا و حب رياست و عقد پيمانها و اهتزاز پرچمها و ازدحام اسبها و كشور گشاييها و امر و نهيها چيره شد ، و آنان را وادار كرد تا مخالفت كنند و آن حديث را پشت سر اندازند و به بهايى اندك بفروشند ، كه بد فروختند .
گروهى از جمله ذهبى در ميزان الاعتدال - در شرح حال حسن بن صباح اسماعيلى - گفتهاند كه كتاب سرّ العالمين از تأليفات غزالى است .
گذشته از اينها ، برداشت مردم از اين حديث ، خود دلالت بر آن دارد كه مراد از حديث غدير ، بيان امامت على ( ع ) است . در مطلب نخست آورديم كه ابن حجر در الصواعق المحرقه نقل مىكند كه احمد گفت : سى تن از صحابه اين حديث را از پيامبر شنيدند و چون در ايام خلافت على ( ع ) اختلاف و نزاع رخ داد ، به نفع على شهادت دادند .
از تعبير « نزاع » كه در روايت احمد آمده است استفاده مىشود كه شهادت طلبيدن على ( ع ) تنها براى ارائه دليلى بر خلافت خويش و درستى آن بوده است ، و اينكه پيامبر در مورد على چنين نظر داشته است . حضرت على ( ع ) و شاهدان روايت و راوى روايت همگى از حديث مذكور ، مفهوم امامت را برداشت كردهاند . توجه وسيع شاعران به اين حديث و برداشت معناى امامت از آن نيز گواه ديگرى بر اين مطلب است .
سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص مىگويد : شاعران به روز غدير خم بسيار پرداختهاند .
حسّان بن ثابت در مورد اين روز مىگويد :
يناديهم يوم الغدير نبيّهم
بخمّ فاسمع بالرسول مناديا
و قال فمن مولاكم و وليّكم
فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا
إلهك مولانا و انت وليّنا
و ما لك منّا فى الولاية عاصيا
فقال له قم يا على ! فانّنى
رضيتك من بعدى إماما و هاديا
فمن كنت مولاه فهذا وليّه
فكونوا له أنصار صدق مواليا
هناك دعا اللهم وال وليّه
و كن للذى عادى عليا معاديا
پيامبر ايشان در روز غدير خم به مردم خطاب نمود ، پس بشنو كه پيامبر در خطاب خود چه فرمود :
گفت : چه كسى مولى و ولى شماست ؟ مردم پاسخ دادند و خود را به نادانى و بىخبرى نزدند .