تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
قرينهء ديگر ، قرائن حاليه است كه جملگى حكايت از آن دارد كه پيامبر اكرم ( ص ) قصد دارد بزرگترين و مهمترين مسئله را بيان نمايد . از جملهء اين قرائن ، دستور برپايى نماز جماعت در منزلگاه وعر ، در گرماى سوزان حجاز به هنگام ظهر و ساختن منبرى از جهاز شتران و ايراد خطبه در ميان انبوه مسلمانانى كه تعداد آنان حدود يكصد هزار نفر يا بيشتر بود . با وجود چنين شرايطى قطعا مراد پيامبر ، اعلام امامت امير المؤمنين ( ع ) بوده است . مسئلهء امامت است كه اعلام آن به تمام مسلمانها و توجّه نشان دادن به عظمت آن تا اين حد اهميت دارد ، نه اينكه صرفا بخواهد بگويد على كسى را كه من دوست دارم دوست دارد و آنكه را من يارى كردم يارى مىكند و هيچ گونه قدرت و حاكميتى به او تعلَّق ندارد . بنابراين ، با توجّه به تمامى قرائن حاليه و مقاليه ، براى هيچ انسان فهميده اى ترديد باقى نمىماند كه مراد پيامبر ، تعيين صريح على ( ع ) به امامت بوده است ، و گرنه ديگر چگونه مىتوان معانى را از الفاظ استفاده كرد ؟ چگونه مىتوان قرآن يا كتاب ديگرى را دالّ بر معنايى شمرد ؟ آيا مىشود گفت كه مراد از اين حديث بيان امامت على ( ع ) نبوده است ، در حالى كه خود آن حضرت در اجتماع مردم از صحابه مىخواهد تا حديث را بيان كنند و كسانى را كه كتمان مىكنند نفرين مىكند ؟ چرا كه اگر مراد از حديث ، صرفا محبّت و يارى بود ديگر تا به اين اندازه مورد اهتمام واقع نمىشد و موجب نمىگشت تا ابو طفيل - راوى حديثى كه در گذشته نقل شد - در دل ، نسبت به آن شك داشته باشد . زيرا كه محبّت و يارى امرى واضح است و فضيلت چندان بزرگى محسوب نمىگردد و همين شك باعث شد تا زيد بن ارقم به او بگويد : آنچه را كه انكار مىكنى از رسول خدا شنيدم . . . اگر مراد از حديث ، بيان امامت نبود ، ديگر لزومى نداشت كه ابو بكر و عمر با اين جمله كه : مولاى هر زن و مرد با ايمانى شدى ، به على ( ع ) تبريك بگويند . تبريك گفتن به على ( ع ) كه همواره مورد تعريف و ستايش پيامبر اكرم ( ص ) بود ، در صورتى بجاست كه فضيلت جديد و مهمى براى او ذكر شده باشد كه ديگر فضايل در مقابل آن چندان اهميت نداشته باشد . فضيلتى كه دست بزرگان از آن ، كوتاه و دلها به آن ، مشتاق و چشمها بدان دوخته شده باشد . حال آيا مىتوان گفت كه اين فضيلت ، امامت نيست بلكه يارى يا فضيلت ديگرى شبيه به آن است ؟ در حالى كه يارى و محبّت از ساده ترين و روشنترين و ابتدايىترين فضايل آن حضرت است ، امّا همانطور كه غزالى در سر العالمين گفته است :