تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
رسول خدا ( ص ) روز غدير خم در زير سايهء درختها ، به سخنرانى ايستاد و فرمود : اى مردم ! خداى لطيف و خبير به من خبر داده است كه هر پيامبرى ، نصف پيامبر پيش از خود عمر مىكند و من گمان مىكنم كه نزديك است نداى حق را لبيك بگويم . من مسئول هستم و شما هم همچنين . پس چه مىگوييد ؟ مردم گفتند : ما شهادت مىدهيم كه تو پيام پروردگارت را رساندى و تلاش خويش را نمودى و نصيحت فرمودى ؛ خدا تو را پاداش نيكو دهاد . پيامبر خدا ( ص ) ادامه داد : آيا شهادت نمىدهيد كه خدايى جز اللَّه نيست و محمّد بنده و فرستادهء اوست و بهشت و دوزخ و مرگ و رستاخيز ، حق است . و قيامت بىترديد مىآيد و خدا مردگان را از قبرها برمىانگيزد ؟ گفتند : آرى شهادت مىدهيم . فرمود : خدايا شاهد باش . سپس افزود : اى مردم ! همانا خدا ، مولاى من است و من مولاى مؤمنان . و من از آنان بر خودشان سزاوارترم . پس هر كسى كه من مولاى او هستم اين مرد - على ( ع ) - مولاى اوست . خدايا ! دوست او را دوست و دشمنش را دشمن بدار . سپس فرمود : اى مردم ! من پيش از شما مىروم و شما در كنار حوض نزد من مىآييد ، حوضى كه پهناى آن از بصرى تا صنعاء نيز بيشتر است و به تعداد ستارگان آسمان ، جامهاى سيمين دارد . هنگامى كه شما به آنجا مىآييد در مورد ثقلين از شما مىپرسم . پس دقت داشته باشيد كه پس از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد . ثقل اكبر ، كتاب خداست كه مانند ريسمانى ، از يك سو در دست خدا و از سوى ديگر در دست شماست آن را محكم نگاه داريد كه نه گمراه مىگرديد و نه دگرگونى در شما پديد مىآيد ، و ثقل ديگر اهل بيت من است . خداى لطيف خبير به من خبر داده است كه اين دو از يكديگر جدا نخواهند گشت تا در كنار حوض مرا ملاقات كنيد . حديث ديگر ، حديثى است كه صاحب مواقف و شارح آن و قوشچى - در شرح تجريد الاعتقاد - آورده‌اند كه : پيامبر خدا ( ص ) مردم را در غدير خم حاضر كرد . دستور داد تا محمل شتران را جمع كردند . آنگاه برفراز آنها ايستاد و فرمود : آيا من از شما به خودتان سزاوارتر نيستم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى