چنين است : « پيامبر ( ص ) فرمود : كسى را بگوييد كه نماز مردم را بخواند . » ليكن ابن زمعه گمان برده كه : پيامبر ( ص ) به عمر دستور داد كه نماز بخواند و هنگامى كه او تكبير گفت ، پيامبر ( ص ) صدايش را شنيد و فرمود : « پس ابوبكر كجاست ، خدا و مسلمانان اين را نمىپذيرند كه وى [ عمر ] پيشنماز باشد . » اين روايت از ابن زمعه پذيرفته نمىشود . زيرا به اقتضاى آن ، بايستى عمر نماز را قطع و عقب آمده باشد و ابوبكر پيش رفته باشد و اين حادثهء بزرگى است كه اگر صحيح بود ، شايع مىشد . گواه ديگر بر اينكه پيامبر ( ص ) كسى را براى اقامهء نماز تعيين نفرمود ، خبر انس در روايت مذكور است كه مىگويد :
« پيامبر ( ص ) فرمود : اى بلال ! تو وظيفه ات را انجام دادى . حال ، هر كه مىخواهد نماز بخواند و هر كه مىخواهد آن را ترك كند » زيرا منظور آن حضرت ( ص ) تخيير در مسئلهء جماعت و امامت نماز است ، نه در اصل نماز . در اين صورت ، جملهء راوى در ادامه حديث كه مىگويد : « به ابوبكر بگوييد كه نماز را براى مردم امامت كند » از اضافاتى است كه سياست اقتضا كرده است .
اين پندار كه پيامبر ( ص ) دستور داده باشد كه ابوبكر امامت جماعت را عهده دار شود و ابوبكر چندين روز ، پيشنماز بوده ، چگونه با اين مطلب قابل جمع است كه پيامبر ( ص ) ابوبكر را از سپاهيان اسامه قرار داد و متخلف از آن را لعنت فرمود ؟ ! همچنين ، اگر پيامبر ( ص ) امر كرده بود كه ابوبكر امامت نماز را عهده دار شود و بر آن پافشارى نموده بود و منظورش اشاره به خلافت وى بود ، پس چرا در اوّلين نمازى كه ابوبكر اقامه كرد ، حضرتش بيرون آمد و او را از امامت جماعت عزل كرد ، آن هم در آن حال سخت كه پاهايش بر روى زمين كشيده مىشد و دو نفر زير بغل او را گرفته بودند و نماز را در حالت نشسته - كه نماز مضطران است - براى مردم اقامه كرد ؟ ! بنابراين ، حتما آن حضرت ( ص ) مىخواسته با اين حركت شگفتانگيز ، مردم را از اين اشتباه كه ايشان به ابوبكر فرموده تا نماز را اقامه كند ، بيرون بياورد . همچنين اگر نماز ابوبكر به فرمان پيامبر ( ص ) بود و او چندين روز نماز مردم را اقامه كرده بود و نه فقط نماز صبح را ، پس چرا در نماز ظهر روز رحلت پيامبر ( ص ) حاضر نشد ، بلكه در خانه اش واقع در سنح ماند ؟ ! همچنين اگر نماز ابوبكر به فرمان پيامبر ( ص ) و ميل و رغبت آن حضرت بود و پيامبر ( ص ) مىخواست بدين وسيله به خلافت ابوبكر كه مىدانست واقع خواهد شد و بر حق است - چنان كه ايشان گمان مىكنند - اشاره فرمايد ، پس چه اتفاقى روى داد كه حضرت از خانه بيرون آمد و با آن شرايط سخت خود را به مسجد رساند و پس از اتمام
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٥٥٠