تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
خطاب به آنان فرمود : اى مردم ! آتش فتنه برافروخته شده و فتنه‌ها همچون پاره‌هاى شب ظلمانى روى آورده است . به خدا سوگند كه شما هيچ دستاويزى ضدّ من نداريد همانا كه چيزى را براى شما حلال نكردم ، مگر آنچه كه قرآن برايتان حلال نموده و چيزى را بر شما حرام ننمودم ، جز آنچه كه قرآن بر شما حرام نموده است . 3 - دليل اينكه آن نماز در روز رحلت پيامبر ( ص ) بود ، روايتى است كه آن را در كنز العمال ( 1 ) از ابن جرير از عبدالرحمن بن قائم از پدرش روايت كرده كه گفت : « پيامبر ( ص ) در روزى كه در آن رحلت كرد ، نماز صبح را در مسجد خواند . » و نيز روايتى كه باز در كنز العمال ( 2 ) از ابو يعلى در مسند و ابن عساكر از انس روايت كرده كه گفت : چون پيامبر ( ص ) به آن بيمارى كه در اثر آن رحلت كرد ، مبتلا شد ، بلال نزد حضرت آمد و به او خبر داد كه وقت نماز شده است . حضرت به او فرمود : اى بلال ! تو وظيفه ات را انجام دادى . حال ، هر كه مىخواهد نماز بخواند و هر كه مىخواهد آن را ترك كند . گفت : اى رسول خدا ! چه كسى نماز را براى مردم بخواند ؟ فرمود : به ابوبكر بگوييد كه نماز را براى مردم اقامه كند . چون ابوبكر پيش رفت كه نماز را اقامه كند ، پرده‌ها از جلوى رسول خدا ( ص ) كنار رفت . به او نگاه كرديم ، گويى برگ سفيدى بود كه بر او گليمى سياه كشيده شده است . ابوبكر گمان كرد كه مىخواهد بيرون آيد . عقب كشيد . رسول خدا ( ص ) به او اشاره كرد كه در همان جا نمازت را بخوان . ابوبكر نماز را خواند . ما ديگر رسول خدا ( ص ) را نديديم تا اينكه در همان روز وفات كرد . و باز روايتى است كه كنز العمال ( 3 ) از ابو شيخ در مورد اذان از عايشه نقل كرده كه گفت : هيچ شبى مانند آن شب كه رسول خدا ( ص ) در آن مرد ، بر من سخت نگذشت .
هامش
( 1 ) . ج 4 ، ص 60 . ( 2 ) . ج 4 ، ص 57 . ( 3 ) . ج 4 ، ص 58 .