تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
ساير مسلمانان قرار دهد و فضيلت پدر خود و دو يارش را مسلَّم بگيرد ؟ ! اين چيزى جز گمراهى و نادانى نيست . با توجّه به مطالبى كه در مقدمهء كتاب و در لابلاى مباحث ، درباره صحاح اهل سنّت بيان كرده‌ايم متعرض بقيه احاديث و رواياتى كه فضل در اين باره آورده نمىشويم و از بيان اشكالهايى كه در سند و متن آنهاست و همچنين تعارضهايى كه با روايات ديگر دارد ، چشم پوشى مىكنيم . امّا اينكه مىپندارد : پيامبر ( ص ) ابوبكر را امام جماعت مردم كرد تا اشاره به خلافت وى باشد و اينكه ابوبكر در ايام بيمارى رسول اكرم ( ص ) نماز را اقامه مىكرد ، از دروغهاى اوست . حقيقت اين است كه در زمان حيات پيامبر ( ص ) ابوبكر تنها در يك نماز صبح به پيشنمازى نائل گشت آن هم به فرمان دخترش عايشه . رسول خدا ( ص ) كه از مسئله آگاه شد ، از حجره اش بيرون آمد و در حالى كه به على و عباس يا فضل بن عباس ، تكيه داده بود و پاهايش در اثر بيمارى و ناراحتى - از اقدام ابوبكر در اقامهء نماز و مخالفت با فرمان حضرت كه دستور داده بود به سپاه اسامه بپيوندد - بر روى زمين كشيده مىشد ، به مسجد آمد . پيامبر ( ص ) ، او را كنار زد و نماز را خواند . سپس خطبه اى خواند و مردمان را از فتنه بر حذر داشت . سپس در همان روز كه روز دوشنبه بود ، رحلت كرد . اخبار ما بر اين مطلب ، تصريح دارد و اخبار خودشان هم بدان دلالت مىكند . زيرا از اخبارشان چنين به دست مىآيد كه نمازى كه ابوبكر در حيات پيامبر ( ص ) امامتش را به عهده گرفت ، همان نمازى است كه پيامبر ( ص ) وى را از آن عزل فرمود ؛ يعنى نماز صبح دوشنبه ، همان روزى كه پيامبر ( ص ) در آن وفات كرد . زيرا : 1 - مسلم ( 1 ) از عايشه نقل كرده كه گفت : آن گاه كه بيمارى پيامبر ( ص ) سخت شد ، بلال آمد تا وقت نماز را به پيامبر ( ص ) اطلاع دهد . حضرت گفت : ابوبكر را بگوييد تا نماز را براى مردم اقامه كند . من گفتم : اى رسول خدا ( ص ) ! همانا كه ابوبكر مرد نرم دلى است و اگر جانشين تو گردد مردم از او فرمان نخواهند برد . اگر عمر را به اين كار گمارى بهتر است . پيامبر ( ص ) فرمود : بگوييد كه ابوبكر نماز بخواند . عايشه گفت : از حفصه
هامش
( 1 ) . كتاب الصلاة ، باب « استخلاف الإمام إذا عرض له عذر » .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 546 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى