تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
آن نهى شده بود . پس چگونه كسى كه با وجود اين آيات روشن اندوهگين مىشود و بيتابى مىكند ، با كسى مقايسه مىشود كه در راه رضاى خداوند جانش را تقديم كرد و در رختخواب پيامبر ( ص ) به آرامى خفت . آن هم در ميان كسانى كه مىخواستند خونش را بريزند و به خروج از ميان آنها ، اميدى نبود . اگر گفته شود : بعضى از آنچه گفتيد ، با مطالبى كه دربارهء پيامبران آمده ، نقص مىشود ؛ زيرا خداوند مىفرمايد : * ( « فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِه خِيفَةً مُوسى قُلْنا لا تَخَفْ » ) * ( 1 ) ، در اينجا ملاحظه مىشود كه موسى ( ع ) با وجود مقام نبوّت ، منزلت عظيم ، ثبات ايمان و وعدهء خداوند به او و برادرش كه به آن دو قدرت مىدهد و دست آنان به اين دو نخواهد رسيد و اين دو با پيروانشان پيروز خواهند گشت ، باز موسى سخت ترسيد ، چنان كه خداوند ، وى را نهى كرد . پس چگونه از ابوبكر انتقاد مىشود كه با ظهور آيات آشكار ، اندوهگين و بيمناك شد ؟ خداوند ، سرور رسولان خود را هم نهى كرده مىفرمايد : * ( « وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ . » ) * ( 2 ) و باز فرموده : * ( « وَمَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُه » ) * ( 3 ) و نيز * ( « قَدْ نَعْلَمُ إِنَّه لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ » ) * ( 4 ) پس چگونه ابوبكر كه يكى از افراد امت اوست ، مورد مذمت و سرزنش قرار مىگيرد ؟ ! در پاسخ مىگويم : اندوه موسى از ترس جان خود و يا از بيم شكست نبود بلكه از آن مىترسيد كه مبادا ساحران در اوهام افراد ساده لوح رخنه كرده و با استفاده از راههاى ظاهر فريب و دروغين به آنان چنين بفهمانند كه مىتوان با آيات و معجزات وى برابرى نمود و بدين ترتيب ، پيروزى و غلبهء سريع وى را با مشكل مواجه سازند و لذا خداوند سبحان فرمود : * ( « لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الأَعْلى وَأَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَلا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى » ) * ( 5 ) بنابراين ، نهى ، نهى تحريم نيست بلكه براى اطمينان دادن به پيروزى سريع است كه با انداختن عصايش حاصل شد . از همين بيان ، معناى آيات مباركهء : * ( « وَلا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ » ) * ( 6 ) و * ( « وَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ » ) * ( 7 ) روشن مىشود . امّا آنجا كه خداوند پيامبر را از اندوه بر كفر و كافران نهى مىفرمايد ، منظور بيان عدم اعتنا به آنان است و اينكه كافران مستحق حزن و اندوه نمىباشند چه آنان ، خود را
هامش
( 1 ) . طه / 67 . ( 2 ) . نحل / 127 . ( 3 ) . لقمان / 23 . ( 4 ) . انعام / 33 . ( 5 ) . طه / 69 . ( 6 ) . نحل / 127 . ( 7 ) . يونس / 65 .