خدا و دوستى با او مىشود . از اين گذشته ، صفت خليل ، مختص ابراهيم ( ع ) است و از اوصاف معروف پيامبر ما نمىباشد ، بلكه آن حضرت ، حبيب خدا ، توصيف مىشود . از موارد نادرست ، روايتى است كه بخارى آورده است . در اين روايت آمده : « اگر قرار بود كه خليلى برگزينم همانا كه وى را خليل خود مىكرد امّا برادرى اسلامى از آن برتر است » زيرا برادرى اسلامى همان خلَّت اسلامى است . پس فرق حقيقى بين آن دو كه موجب برترى يكى بر ديگرى مىگردد چيست ؟ و اگر اخوت از خلَّت برتر بود ، بايستى برادرى پيامبر ( ص ) با ابوبكر از خلَّت حضرت با خداوند سبحان ، برتر مىبود .
اينكه گفت : « آن گاه كه كافران به آزار و شكنجه مسلمانان پرداختند ، ابوبكر به دفع آزار قريش و كمك به مسلمانان زير شكنجه و دفاع از رسول خدا ( ص ) پرداخت . »
همچون جملهء پيشين دروغ و شوخى است . زيرا كسى كه نمىتواند از خود دفاع كند تا آنجا كه سر و صورتش را خونى كردند و او و طلحه ، را با يك ريسمان بستند ، چگونه مىتواند از ديگران دفاع كند ؟ ! آيا بزرگتر و قوىتر از شيخ بطحاء ( ابو طالب ) و دو شير خدا و رسولش ؛ يعنى حمزه و امير المؤمنين ، بود ؟ در جايى كه آنان نيز نمىتوانستند آزار قريش و مشركان را از مسلمانان دفع كنند ابوبكر چگونه بر انجام چنين كارى توانا بود و حال اينكه بنابر روايت خودشان ، از پستترين خانوادههاى قريش بود ؟ ! ادعاى دفاع وى از رسول خدا ( ص ) نيز از همين باب و بلكه بزرگتر از آن است . امّا روايتى كه بخارى از عروة بن زبير آورده ، او را فريفته است . آن روايت مىگويد :
از ابن عمرو بن عاص پرسيدم : شديدترين اقدامى كه مشركان بر ضد پيامبر ( ص ) صورت دادند ، چه بود ؟ گفت : روزى پيامبر ( ص ) در حجر اسماعيل در كعبه ، در حال نماز بود ، عقبة بن ابى معيط از راه رسيد و لباسش را به گردن پيامبر ( ص ) انداخت و به سختى فشار داد . ابوبكر آمد و شانه اش را گرفت و او را از پيامبر ( ص ) دور كرد . آن گاه به او گفت : آيا مردى را مىكشيد كه مىگويد : پروردگار من ، اللَّه است .
نمىدانم آيا از متن حديث و دلالت آن بگويم كه مىگويد : اين شديدترين اقدام مشركان بر ضد پيامبر ( ص ) بود ، در حالى كه آنان كارهايى بر ضد حضرت انجام دادند كه به مراتب از اين عمل زشت عقبه شديدتر بود مانند : محاصرهء چند ساله آن حضرت با
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٥٣٨