تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
ابو جعفر اسكانى در رد جاحظ كه مىپنداشت ابوبكر اموالش را كه به چهل هزار درهم مىرسيد ، در راه اسلام خرج كرد ، چنين مىگويد : بگوييد كه اين مال را براى كدام مشكل اسلام خرج كرد و در كدام نياز به مصرف رساند ؟ ! روا نيست كه چنين چيزى پوشيده بماند و به فراموشى سپرده شود ! تنها چيزى كه در تاريخ به آن بر مىخورد اين است كه وى شش بنده را آزاد كرد و مبلغ مورد نياز براى اين كار در آن دوره به صد درهم نيز نمىرسيد . روايتى كه از پيامبر ( ص ) نقل كرد كه آن حضرت فرموده : « كسى كه با همراهى و دارايىاش مرا از مردمان حفظ كرد ، ابوبكر بود . » به شوخى شبيه تر است تا به فرمودهء سرور رسولان . زيرا اگر منظورش منّت نهادن بر رسول خدا ( ص ) بوده ، روايت پيشين آنان كه مىگفت : پيامبر ( ص ) از گرفتن شتر ابوبكر جز در قبال پرداخت بهاى آن ، خوددارى فرمود ، آن را باطل مىكند . ضمن اينكه پيامبر ( ص ) از ابوبكر و امثال او بىنياز بود . آن حضرت ( ص ) ، كفالت على ( ع ) را در حيات عمويش ابو طالب ، شيخ بطحاء بر عهده گرفت و پس از هجرت هم همه مسلمانان را زير چتر حمايت خويش گرفت . پس چگونه محتاج ابوبكر و منّت او بوده ؟ و اگر منظورش اين بوده كه با انفاق در راه خدا بر پيامبر ( ص ) منّت گذارد ، كار بيجايى كرده . چرا كه خدا و رسول بر او منّت دارند كه چنين توفيقى نصيب او شده است . همچنانكه پيامبر ( ص ) بزرگترين منّت را بر وى دارد كه او را يار و همراه خود كرده است . خداوند مىفرمايد : * ( « قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ الله يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلإِيمانِ » . ) * ( 1 ) . اى كاش مىدانستم كه چرا پيامبر ( ص ) او را خليل خود نكرد ؟ ! آيا بخل آن حضرت مانع از اين شد كه كسى را كه - به گمان اينان - سزاوار چنين مرتبه اى بود ، به عنوان خليل خود برنگزيند يا مانع ديگرى وجود داشت كه همانا دوستى پيامبر ( ص ) با خدا بود ؟ در حديثى كه بخارى در باب « قول النبى سدوا الأبواب إلَّاباب ابى بكر » آورده ، چنين آمده است : « اگر قرار بود كه غير از پروردگارم خليلى برگزينم ، همانا كه ابوبكر را خليل خود مىكردم . » امّا اين نمىتواند مانع باشد . چرا كه دوستى با مؤمنان سبب نزديكى بيشتر به
هامش
( 1 ) . حجرات / 17 .