تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
باشد و حال اينكه رسول خدا ( ص ) در هنگام هجرت و در آن شرايط سخت ، حاضر نشد كه شتر او را بدون پرداخت بهايش ، بگيرد ؟ ! اين مطلب را بخارى ( 1 ) و احمد ( 2 ) از عايشه روايت كرده‌اند . ابن اثير در الكامل فى التاريخ ( 3 ) و طبرى در تاريخ ( 4 ) خود آن را بيان كرده است . چگونه مىتوان گفت كه ابوبكر دارايى خود را در اين راه داد و حال اينكه راضى نشد [ بر اساس حكم آيهء نجوى ] مبلغ ناچيزى پيش از نجواى با پيامبر ( ص ) در راه خدا انفاق نمايد و روزى كه مىخواست هجرت كند خانواده اش را بىچيز رها كرد و اموالش را كه پنج يا شش هزار درهم مىشد ، با خود برداشت . اين مطلب را احمد ( 5 ) از اسماء دختر ابى بكر نقل كرده است . و حاكم ( 6 ) نيز پس از نقل اين روايت ، آن را به شرط مسلم صحيح خوانده است . از سوى ديگر ، دخترش اسماء به همسرى زبير در آمد كه چيزى جز يك اسب نداشت . اسماء كارهاى خانه را انجام مىداد ، به اسب رسيدگى مىكرد ، هسته‌هاى خرما را براى شترش مىكوبيد و آن را آب و علف مىداد . هسته‌هاى خرما را از مزرعه زبير - كه رسول خدا ( ص ) آن را به وى واگذار كرده بود و در سه فرسخى خانه اش بود - بر روى سرش حمل مىكرد . اين مسئله را بخارى ( 7 ) ، مسلم ( 8 ) و احمد ( 9 ) روايت كرده‌اند . حال اگر ابوبكر اهل بذل و بخشش بود ، چرا به دخترش كه در چنين وضعى قرار داشت ، نمىرسيد ؟ ! بلى ، اسماء ادعا كرده كه پس از آن پدرش خادمى برايش فرستاد كه رسيدگى به اسب را عهده دار شد . اسماء گفته : چنان شد كه گويى مرا آزاد كرده است . اينكه از پيامبر ( ص ) نقل كرده كه آن حضرت ( ص ) فرمود : « هيچ كس را به اسلام دعوت نكردم مگر اينكه اظهار ترديد كرد جز ابوبكر كه آن را پذيرفت . » دروغ آشكارى است . چرا كه اسلام و تسليم على و خديجه روشنتر است . چگونه در مورد ابوذر و امثال وى كه از راه دور نزد پيامبر ( ص ) آمدند و به خاطر شوقى كه به اسلام داشتند ، اسلام آوردند ، مدعى ترديد مىشود ؟ ! حق اين است كه ابوبكر و همچنين عمر از اين جهت اسلام آوردند كه از بحيراى راهب و ديگران شنيده بودند كه كار پيامبر ( ص ) بالا مىگيرد
هامش
( 1 ) . ج 2 ، باب « هجرة النبى ( ص ) إلى المدينه » . ( 2 ) . ج 5 ، ص 245 . ( 3 ) . ج 2 ، ص 49 . ( 4 ) . ج 2 ، ص 245 - 247 . ( 5 ) . ج 6 ، ص 350 . ( 6 ) . ج 3 ، ص 5 . ( 7 ) . كتاب ، « النكاح » باب « الغيرة » . ( 8 ) . كتاب « النكاح » باب « جواز ارداف المرأة الأحنبيه إذا أعيت في الطريق » . ( 9 ) . ج 6 ، ص 347 .