ابو يوسف از ابو حنيفه روايت كرد كه او گفت : تمام اصحاب عادل هستند مگر چند تن . سپس ابو هريره و انس بن مالك را از جملهء آنان برشمرد . ابو اسامه از اعمش روايت كرده كه گفت : ابراهيم صحيح الحديث بود . هرگاه حديثى مىشنيدم ، به او عرضه مىكردم . روزى احاديثى از ابو هريره آوردم تا بر او عرضه كنم . گفت : از ابو هريره با من سخن مگو . دانشمندان ، بسيارى از احاديث وى را ترك مىكنند .
مؤيد گفتهء ابو حنيفه مطلبى است كه سيد سعيد ( ره ) از فخر الدين رازى در مسئلهء نظرى از رسالهء وى در تفضيل مذهب شافعى نقل مىكند كه حنفيها ابو هريره را مورد طعن قرار مىدادند و مىگفتند : در روايت سهل انگار بود .
از سوى ديگر ، اگر از طعن كسانى كه ذكرشان گذشت ، چشم بپوشيم بدون شك ابو هريره يكى از دشمنان امير المؤمنين ( ع ) و ياور محاربان و مخالفان آن حضرت بود .
دانستيد كه دشمنى و بغض على ، نشانه نفاق است و نفاق بدترين مظهر فسق است كه مانع قبول روايت مىگردد . ابو هريره همواره عداوت خود را نسبت به امام هدايت آشكار مىكرد و از يارى دشمنانش غافل نمىشد . تا آنجا كه از زبان رسول خدا ( ص ) در نقص آن حضرت حديث مىساخت . ابن ابى الحديد ( 1 ) از ابو جعفر اسكافى نقل كرده كه گفت :
معاويه گروهى از صحابه و گروهى از تابعين را مأمور كرد تا اخبار زشتى را كه متضمن طعن بر على و برائت از وى باشد ، بسازند . ابو هريره ، عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه از صحابه و عروة بن زبير از تابعين از آن جملهاند .
وى آن گاه روايات ساختگى آنان را آورده و در مورد ابو هريره گفته است كه وى در ازاى آن خوش خدمتى به معاويه ، امارت مدينه را به دست آورد . سپس از ابو جعفر و ابن قتيبه نقل مىكند :
سفيان ثورى از عبد الرحمن بن قاسم و او از عمر بن عبد الغفار روايت كرده كه
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 358 .