اين حديث با صراحت مىگويد كه آنان وى را متهم مىكردند ، كما اينكه حديث قبلى صراحت داشت كه آنان وى را تكذيب مىنمودند . شگفت از اهل سنّت كه حديث وى را معتبر مىدانند در حالى كه اگر يكى از دانشمندانشان ، يك راوى را متهم نمايد ، آن راوى را از اعتبار ، ساقط مىكنند تا چه رسد به اينكه تكذيب كند ؟ ! پس چه شده است كه او را با وجود تكذيب عمومى صحابه و تابعين ، كنار نگذاشتهاند با اينكه خود اهل سنّت مىبينند كه وى در اين حديث آشكارا دروغ گفته است . زيرا به تمامى مهاجران نسبت داده كه در بازارها مشغول معامله بودهاند و عامه انصار را سرگرم اموالشان ؛ يعنى باغهايشان دانسته است در حالى كه عدهء كمى اين گونه بودند ؟ ! از سوى ديگر به خود نسبت داده كه ملازم پيامبر ( ص ) بوده به شرط اينكه شكمش را پر كند . اگر اين مطلب درست باشد . انس همچنين بوده است همچنانكه گروهى از اصحاب صفه نيز اين گونه بودهاند . نمىدانم كه چگونه حضور وى در كنار پيامبر ( ص ) بيش از ساير مهاجران و انصار بوده است در حالى كه فقط سه سال پيش از رحلت پيامبر ( ص ) اسلام آورد و آنان از اوّل هجرت و بعضى هم خيلى پيشتر ، ملازم حضرت بودهاند ؟ ! اگر هم اين مطلب درست باشد باز نمىتواند پاسخ اين اشكال باشد كه چرا مهاجران و انصار احاديث شگفتى مثل وى روايت نمىكنند ؟ زيرا حضور بيشتر در كنار پيامبر ( ص ) اقتضا نمىكند كه روايات شگفت ، تنها به او اختصاص داشته باشد و خانواده و بزرگان اصحاب از آن بىخبر باشند . كاش مىدانستم چگونه عذر وى را مىپذيرند و حال اينكه خودشان چنين مىپندارند كه پيامبر ( ص ) هيچ كارى را بدون مشورت ابوبكر انجام نداد و ابوبكر در طول دوران اسلام و حتى پيش از بعثت لحظه اى از پيامبر ( ص ) جدا نگشت و با اين حال روايات او نسبت به احاديث ابو هريره بسيار اندك است . آيا به نظر آنان ابو هريره از ابوبكر آگاهتر و در حفظ احاديث ، كوشاتر است ؟ ! و آيا از بزرگان صحابه و بخصوص امير المؤمنين ، همتاى قرآن و دارندهء گوش شنوا ، كسى كه از كودكى تا لحظه وفات پيامبر ، از آن حضرت جدا نشد ، برتر است ؟ اگر چنين نيست پس چرا روايات او در كتب اهل سنّت بسيار بيشتر از روايات آن حضرت مىباشد ؟ ! از سوى ديگر ابو هريره تنها نزد صحابه و تابعين ، بىاعتبار نيست بلكه نزد ديگران نيز چنين است . ابن ابى الحديد ( 1 ) از ابو جعفر اسكافى و ابن قتيبه نقل كرده كه :
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 360 .