تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
آن ، مبعوث كرده است و او منزّه از چنين چيزى است . و اگر از روى دليل حكم كرده ، پس چگونه سليمان حكم خداوند را به صرف مهربانى زن ديگرى ، نقض كرد ؟ ! به هر حال اين حديث ، طعنى است كه ابو هريره به يكى از دو پيامبر گرامى ، وارد كرده است . اين خنده دار است كه مىگويد : « به خدا سوگند ، تا آن زمان هرگز كلمهء سكَّين را نشنيده بودم » . زيرا لفظ ( سكَّين ) در لفظ عرب بسيار به كار مىرفته و هر عرب زبانى آن را شنيده بوده . در كتاب خداوند هم در سورهء يوسف آمده : * ( « وَآتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً » ) * ( 1 ) اين سوره ، از سوره‌هاى مكى است كه چندين سال پيش از اسلام آوردن ابو هريره ، نازل شده است . زيرا وى سال هفتم هجرى مسلمان شد ، چرا اين آيه را كه مدّت زيادى از فرود آمدن آن مىگذشت و به همين سبب ، همهء مسلمانان آن را مىدانستند ، نشنيده بود ؟ و چرا آن را نمىدانست ، در حالى كه - بنا به روايت بخارى ( 2 ) از وى - چنين مىپنداشته كه احاديثى كه از رسول خدا ( ص ) شنيده ، دو محفظهء بزرگ مىشده كه يكى را در ميان مردم ، پخش كرده است و ديگرى را اگر بخواهد براى مردم مطرح نمايد گلويش مىگيرد . اى كاش مىدانستم اين اسرار شگفتى كه پيامبر ( ص ) تنها به ابو هريره گفته و از مسلمانان پنهان داشته و در نتيجه به ما نرسيده است ، چيست ؟ ! * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ . ) * 5 - روايت بخارى ( 3 ) از وى كه گفت : رسول خدا ( ص ) مرا به حفظ زكات رمضان گماشت . كسى نزد من آمد . قدرى از طعام را برداشت . او را گرفتم و گفتم : به خدا سوگند كه تو را نزد رسول خدا ( ص ) مىبرم . گفت : من تنگدست و عيالوارم و نيازى شديدى به آن دارم . او را رها كردم . صبح كه شد ، پيامبر ( ص ) گفت : اى ابو هريره ! اسيرت ديشب چه كرد ؟ گفتم : اى رسول خدا ! از نياز شديدى شكوه كرد . دلم به حالش سوخت . او را رها كردم . گفت : او به تو دروغ گفته است . چنين مىگويى و گمان مىبرى كه برنخواهى گشت امّا بر مىگردى . گفت : مرا رها كن در عوض كلماتى به تو مىآموزم كه بدان وسيله خداوند تو را بهره مند سازد . گفتم : آن كلمات چيست ؟ گفت : وقتى كه به
هامش
( 1 ) . يوسف / 31 . ( 2 ) . كتاب العلم ، باب « حفظ العلم » . ( 3 ) . در اوايل كتاب « الوكاله » .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 522 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى