تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
كه به هر يك از صحابه دارند - اگر چه اهل گناهان كبيره باشد و يا حديثى نقل كند كه با عقل ، سازگار نباشد - آنها را بى هيچ توجهى مىپذيرند . 3 - روايتى كه بخارى ( 1 ) از وى آورده كه گفت : پيامبر ( ص ) فرمود : عيسى بن مريم ، مردى را ديد كه دزدى مىكند . به او گفت : آيا دزدى كردى ؟ پاسخ داد : قسم به او كه خدايى جز او نيست ، هرگز چنين نكردم . عيسى گفت : به خدا ايمان آوردى و چشمانم خطا كرد . زيرا ايمان به خداى متعال با درست ديدن چشم ، منافاتى ندارد . كدام عقل حكم مىكند كه انسان چشم و وجدان خويش را تكذيب نمايد و كسى را تصديق كند كه سوگند دروغ خورده و به همين دليل و به دليل دزدى سزاوار كيفر است ؟ ! امّا وسوسه‌هاى ابو هريره و پندارهاى باطل وى جز با نقل دروغين سخنى از يك پيامبر كه پيامبر ديگر را به حمق و نادانى ، نسبت مىدهد ، پايان نمىپذيرد ! 4 - روايتى كه بخارى ( 2 ) ، مسلم ( 3 ) و احمد ( 4 ) از وى آورده‌اند كه گفت : دو زن همراه فرزندانشان بودند . گرگ آمد و فرزند يكى از آن دو را برد . زن ديگر گفت : فرزند تو را برد . ديگرى گفت : فرزند تو را برد . آن دو زن نزد داود رفتند تا بين آن دو داورى كند . داود به نفع زن بزرگتر قضاوت كرد . نزد سليمان بن داود رفتند و داستان را برايش بيان كردند . گفت : چاقويى برايم بياوريد تا او را دو نيم كرده ، هر نيمه را به يكى دهم . زن كوچكتر گفت : خدايت رحمت كند ، اين كار را نكن . او فرزند اين زن است . سليمان به نفع زن كوچكتر قضاوت كرد . ابو هريره گفت : به خدا سوگند تا آن روز هرگز كلمهء سكَّين ( چاقو ) را نشنيده بودم ، بلكه براى اين معنا ، كلمهء مديه را به كار مىبرديم . اگر داود بىدليل حكم نموده ، بر خلاف حقى حكم كرده كه خداوند او را براى اقامهء
هامش
( 1 ) . كتاب بدء الخلق باب « و اذكر في الكتاب مريم . . . » . ( 2 ) . كتاب بدء الخلق ، باب « و وهبنا لداود سليمان » . ( 3 ) . كتاب الأقضيه باب « اختلاف المجتهدين » . ( 4 ) . ج 2 ، ص 322 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 521 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى