مىكند كه حجّتى ندارد ، و هر كه بميرد و بيعت نكرده باشد ، به مرگ جاهليت مرده است .
احمد نيز مانند اين روايت را از چند طريق روايت كرده است . شگفتا كه ابن عمر چنين روايتى نقل مىكند و معتقد است كه هر كس بيعتى با يزيد سركش ندارد به مرگ جاهليت مىميرد ، و آن گاه بيعت با برادر پيامبر ( ص ) و جان او را عمدا ترك مىكند و بيش از چهار سال بر اين مسئله پافشارى مىكند ! ! آيا به نظر شما وى اين حديث را به دروغ گفته يا اينكه راست مىگويد ولى بخاطر دشمنى با سرور و مولاى مؤمنان و از بين بردن حقّ آن حضرت ، به مردن با مرگ جاهليت اهميت نمىدهد ؟ ! از سوى ديگر بغض و دشمنى با على ، بزرگترين فسق است و دليل نفاق . پس با اين وضع ، چگونه رواياتش مقبول و مورد اعتماد باشد ؟ ! پس بينديش و عبرت گير ! امّا ابو هريره : وى از ديگران غير قابل اعتمادتر مىباشد ؛ زيرا خرافات فراوانى دارد كه هيچ خردمندى آن را نمىپذيرد و كذب بيشتر رواياتى كه از وى رسيده ، آشكار است .
صحابه و تابعين نيز وى را متهم و بلكه تكذيب كردهاند .
آنقدر افسانهها و دروغهاى وى فراوان است كه نمىتوان آنها را شمارش كرد . در اينجا بخش بسيار اندكى را بيان مىكنيم .
1 - اخبار وى كه از بحث نبوّت گذشت جلال خداوند سبحان و شرف پيامبران معصوم را با آن روايات لكه دار كرده است .
2 - روايت بخارى ( 1 ) از وى كه گفت : « شنيدم رسول خدا ( ص ) مىگويد : هيچ كس را عملش به بهشت نمىبرد ! گفتند : تو نيز چنان هستى ، اى رسول خدا ؟ ! گفت : من هم . » اين گفته مخالف اين آيه است كه مىفرمايد : * ( « ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * ( 2 ) و يا * ( « لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ » ) * ( 3 ) و ديگر آيات فراوان و روايات مستفيض . امّا ابو هريره همچون قصه پردازان ، قصه گويى مىكند و به اقتضاى حكم عقل و خيال خويش به مسخ نشانهها و معارف الهى مىپردازد . وى اين افسانههاى سست و دروغهاى آشكار را بر شنوندگان خود القا مىكند و آنان نيز به سبب اعتمادى
هامش
( 1 ) . كتاب المرضى ، باب « تمنى المريض الموت » .
( 2 ) . نحل / 32 .
( 3 ) . احقاف / 19 .