تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
احمد نيز در اين مورد روايتى دارد . ( 1 ) 6 - روايتى در مورد تعداد روزهاى ماه كه باز عايشه آن را تكذيب كرده است . احمد ( 2 ) از ابن عمر از پيامبر ( ص ) نقل كرده كه آن حضرت گفت : ماه بيست و نه روز است . آن را به عايشه گفتند . گفت : پيامبر ( ص ) فرمود : ممكن است ماه بيست و نه روز باشد . 7 - روايتى كه معاويه آن را تكذيب كرده است . بخارى در اوّل كتاب « الاحكام » در باب « الامراء من قريش » از زهرى از جبير بن مطعم روايت كرده كه : به معاويه خبر رسيد كه ابن عمر روايت مىكند : به زودى پادشاهى از قحطان روى كار خواهد آمد . معاويه خشمگين شد . پس برخاست و خداوند را چنان كه شايسته است ستايش كرد و گفت : امّا بعد ، به من خبر رسيده كه مردانى از شما احاديثى روايت مىكنند كه نه در كتاب خداست و نه از رسول خدا به ما رسيده است . آنان جاهلان شمايند . از آمال و آرزوهايى كه صاحبانش را به گمراهى مىكشاند ، بپرهيزيد . همانا كه من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت : اين امر ( خلافت ) در ميان قريش است و هيچ كس در اين مورد با ايشان نمىستيزد مگر اينكه خداوند او را به خاك مذلت مىنشاند . البتّه اين تا هنگامى است كه دين را به پا دارند . 8 - روايتى كه بعضى از خاندانش آن را تكذيب كرده‌اند . بخارى در باب « ما جاء في البناء » در آخر كتاب « الاستيذان » از سفيان روايت كرده كه ابن عمر گفت : « به خدا سوگند كه از آن روزى كه رسول خدا ( ص ) رحلت كرده نه خشتى بر خشتى نهاده‌ام و نه درختى كاشته‌ام . » سفيان گفت : « آن را براى يكى از خاندانش بيان كردم . گفت : به خداى سوگند كه خانه ساخت . » خاندانش او را بهتر از ديگران مىشناسند و اگر وى عبداللَّه را به دروغگويى نمىشناخت ، هرگز چنين شتابان او را تكذيب نمىكرد . اگر هم بپذيريم كه وى در اين سخن خود ، دروغ نگفته ، ساير روايات را چه كنيم ؟ زيرا آنها هيچ توجيهى ندارند ، مگر اينكه بگوييم اشتباه كرده و چنين چيزى بر حسب عادت امكان ندارد . اگر به فرض اشتباه
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 31 و 38 . ( 2 ) . ج 6 ، ص 51 .